سعدی‌ و حکومت‌

محمدابراهیم‌ انصاری‌ لاری‌

سعدی‌شناسی دفتر پنجم ۹ دقیقه مطالعه
       قبل‌ از ورود به‌ بحث‌ لازم‌ می‌دانم‌ به‌ دو نکته‌ اشاره‌ کنم‌، نخست‌ این‌ که‌ در بررسی‌ اندیشه‌ها باید زمینه‌رخدادها و اتفاقاتی‌ را که‌ در پس‌ اندیشه‌ها قرار دارند، به‌ دقت‌ مورد بازبینی‌ قرار داد. هم‌ چنین‌ محیط‌جغرافیایی‌ رشد اندیشه‌ را باید در حد مطلوب‌ احساس‌ کرد و تأثیر رخدادها بر افکار و اندیشه‌ها را از نظر دورنداشت‌.
            نکته‌ دوم‌ آن‌ که‌ راه‌ درست‌ باز نمودن‌ اندیشه‌ و تفکر و عرضه‌ آن‌ کلام‌ فردی‌ است‌ که‌ اندیشه‌ متعلق‌ به‌اوست‌ و به‌ او الهام‌ شده‌ است‌. بنابراین‌ اندیشه‌ها را باید پیوسته‌ به‌ همان‌ شکلی‌ موشکافی‌ کرد که‌ صاحبان‌اندیشه‌ به‌ آن‌ اعتقاد داشتند. اگر این‌ دو اصل‌ در بررسی‌ افکار و اندیشه‌ها لحاظ‌ شود، اندیشه‌ و فکر حتی‌ اگر به‌روزگاران‌ بسیار دور تعلق‌ داشته‌ باشد، افکاری‌ مرده‌ به‌ شمار نمی‌رود زیرا بر تحول‌ اندیشه‌های‌ پس‌ از خودنیز مؤثر خواهد بود.
            در این‌ صورت‌ اندیشه‌های‌ هر دوره‌ و عصری‌ نه‌ تنها به‌ صورت‌ زنده‌ و پویا ارایه‌ خواهد شد، بلکه‌ از این‌که‌ به‌ صورت‌ فسیل‌ و سنگواره‌ و به‌ صورت‌ مجموعه‌ای‌ از عقاید منجمد و به‌ شکل‌ پروانه‌های‌ خشک‌ شده‌تزیین‌ شده‌ در جعبه‌ای‌ شیشه‌ای‌ ارایه‌ شوند، خودداری‌ خواهد شد و این‌ نکته‌ در مورد اندیشه‌ و افکارشخصیتی‌ مانند سعدی‌ به‌ دلیل‌ تأثیر عمیقی‌ که‌ سعدی‌ از تفکر و فرهنگ‌ اسلامی‌ گرفته‌ است‌ و به‌ دلیل‌ این‌ که‌جریان‌ فکری‌ سعدی‌ با سرچشمه‌ زلال‌ و جوشان‌ و همیشه‌ تازه‌ معارف‌ اسلامی‌ گره‌ خورده‌، بسیار مهم‌ است‌.
            نکته‌ بسیار مهم‌تر این‌ که‌ سبکی‌ که‌ به‌ خصوص‌ توسط‌ اندیشمندان‌ ادیب‌ برای‌ عرضه‌ تفکر و عقایدشان‌اتخاذ می‌شود، اغلب‌ در طول‌ زمان‌ به‌ روش‌هایی‌ برای‌ تحول‌ اجتماعی‌ تبدیل‌ می‌شود، اما این‌ نکته‌ اغلب‌ درپژوهش‌های‌ ما مهجور مانده‌ است‌. هدف‌ غایی‌ در بررسی‌ اندیشه‌ها، کشف‌ جوهر این‌ سنت‌ و چگونگی‌ انتقال‌اندیشه‌های‌ ادبی‌ به‌ اندیشه‌های‌ درهم‌ پیچیده‌ای‌ هست‌ که‌ در زمان‌های‌ بعد متأثر از این‌ اندیشه‌های‌ ادبی‌ ایجادمی‌شود و مبنای‌ تحولات‌ اجتماعی‌ قرار می‌گیرد. مثل‌ تأثیری‌ که‌ مرحوم‌ شریعتی‌ از اندیشه‌های‌ اقبال‌ لاهوری‌گرفته‌ است‌. به‌ نظرم‌ یکی‌ از کارهای‌ بسیار مهمی‌ که‌ می‌تواند مدنظر محققان‌ و پژوهشگران‌ و سعدی‌شناسان‌قرار بگیرد، کشف‌ تأثیر و تأثری‌ است‌ که‌ اندیشه‌های‌ قرون‌ بعد از اندیشه‌ سعدی‌ گرفته‌ است‌. در واقع‌ بررسی‌چگونگی‌ انتقال‌ اندیشه‌های‌ سعدی‌ به‌ اندیشه‌های‌ اصلاح‌ گرایان‌ و مصلحان‌ پس‌ از او.
            اما درباره‌ سعدی‌ و قدرت‌ حاکم‌ می‌شود گفت‌ که‌ زمانه‌ سعدی‌ به‌ خصوص‌ دوران‌ جوانی‌ وی‌ و پیش‌ از این‌که‌ او سیر و سفر را آغاز کند، سیر و سفری‌ که‌ بنا به‌ قولی‌ ۳۰ یا ۴۰ سال‌ طول‌ کشید، با هجوم‌ مغولان‌ به‌ ایران‌و کشمکش‌های‌ میان‌ خوارزمشاهیان‌ در خطه‌ فارس‌ مقارن‌ بوده‌ است‌. برخی‌ از پژوهشگران‌ علاوه‌ بر روح‌ناآرام‌ سعدی‌ و شوقی‌ که‌ وی‌ به‌ جهانگردی‌ و سیر و سفر داشته‌، پیدایش‌ این‌ جو خون‌ریز را دلیلی‌ برای‌ ترک‌زادگاه‌ از طرف‌ سعدی‌ و آغاز سیر و سفر طولانی‌ او می‌دانند. بنابراین‌ سعدی‌ جور و ستم‌ حکام‌ را با تمام‌وجود حس‌ می‌کرد و بی‌عدالتی‌های‌ حکومت‌ها را هم‌ درک‌ می‌کرد.
            از یک‌ طرف‌ جان‌ بی‌تاب‌ سعدی‌ تحمل‌ این‌ بی‌عدالتی‌ها را ندارد و از طرف‌ دیگر ممکن‌ است‌ با کوچک‌ترین‌بی‌پروایی‌، زبان‌ سرخش‌، سرسبز او را بر باد دهد. سعدی‌ با زیرکی‌ تمام‌ به‌ خلق‌ نوعی‌ مدیحه‌ سرایی‌ روی‌می‌آورد که‌ از امتیازات‌ برجسته‌ای‌ نسبت‌ به‌ مدیحه‌ سرایی‌های‌ قبل‌ از خودش‌ برخوردار است‌. سعدی‌ درمدایح‌ خود هرگز طول‌ و تفسیر و اغراق و مضمون‌ سازی‌ متقدمان‌ و گذشتگان‌ را به‌ کار نمی‌گیرد و با یک‌شهامت‌ شگفت‌انگیز در ضمن‌ مدح‌ شاهان‌ و امیران‌ آنها را به‌ عدل‌ و نیکوکاری‌ دعوت‌ می‌کند و حتی‌ آنان‌ راسرزنش‌ می‌کند و با ترسیم‌ چشم‌ اندازی‌ که‌ شاهان‌ و ملوک‌ در اثر تغییر زمانه‌ جاه‌ و منزلت‌ و شکوه‌ و جلال‌گذشته‌ را از دست‌ داده‌اند، آنها را متنبه‌ می‌کند. به‌ قول‌ مرحوم‌ فروغی‌ این‌ چنین‌ طنز دلیرانه‌ در آن‌ زمان‌ نه‌تنها در ادبیات‌ ایران‌ بلکه‌ در تمام‌ ادبیات‌ جهان‌ هم‌ سابقه‌ نداشته‌ و این‌ امتیاز بزرگی‌ است‌ برای‌ فرهنگ‌ و ادب‌این‌ سرزمین‌ که‌ هفتصد سال‌ پیش‌ یعنی‌ در حدود سه‌ قرن‌ قبل‌ از بیداری‌ اروپا که‌ تقریباً تمام‌ جهان‌ غرق درتاریکی‌ و جهل‌ و نادانی‌ بود، یک‌ شاعر حکیم‌ این‌ چنین‌ بی‌ پروا فرمانروایان‌ زمان‌ خودش‌ را که‌ صاحبان‌ زر وزور و تزویر بودند، مورد عتاب‌ و خطاب‌ قرار می‌دهد. برای‌ نمونه‌ در مدح‌ مجدالدین‌ که‌ در سال‌ ۶۸۰ حاکم‌فارس‌ بود و در شیراز حکومت‌ داشته‌، می‌فرماید:
بر آن‌ چه‌ می‌گذرد دل‌ منه‌ که‌ دجله‌ بسی
‌پس‌ از خلیفه‌ بخواهد گذشت‌ در بغداد
گرت‌ ز دست‌ برآید چو نخل‌ باش‌ کریم
‌ورت‌ ز دست‌ نیاید، چو سرو باش‌ آزاد
            یا در قصیده‌ای‌ در ستایش‌ عطاملک‌ جوینی‌ مؤلف‌ تاریخ‌ جهانگشا که‌ برادرش‌ حاکم‌ خوزستان‌ بوده‌ و درمجموع‌ از خانواده‌ آنها محسوب‌ می‌شده‌، می‌فرماید:
اگر همین‌ خور و خواب‌ است‌ حاصل‌ از
عمرت‌به‌ هیچ‌ کار نیاید حیات‌ بی‌حاصل‌
ثنای‌ طال‌ بقا هیچ‌ فایدت‌ نکند
که‌ در مواجهه‌ گویند راکب‌ و راجل‌
بلی‌ ثنای‌ جمیل‌ آن‌ بود که‌ در خلوت
‌دعای‌ خیر کنندت‌ چنان‌ که‌ در محفل‌
            این‌ خصلت‌ هوشمندی‌ سعدی‌ است‌ و این‌ مسئولیت‌شناسی‌ سعدی‌ است‌ که‌ بین‌ دو وضعیت‌ بسیار دشوارچنین‌ روشی‌ را اتخاذ می‌کند. این‌ هوشمندی‌ او منجر به‌ خلاقیت‌ ادبی‌ و نوآوری‌ در مدیحه‌ سرایی‌ می‌شود.سعدی‌ حفظ‌ رعیت‌ را از طرف‌ قدرت‌ حاکم‌ فقط‌ از ترفندهای‌ سیاسی‌ و حکومتی‌ نمی‌بیند، بلکه‌ از منظر اعتقادی‌و باورمندانه‌ به‌ آن‌ نگاه‌ می‌کند. «هر نعمتی‌ را شکری‌ واجب‌» است‌. شکر توانگری‌، صدقات‌ است‌ و شکرپادشاهی‌، رعیت‌ نوازی‌. سعدی‌ با طرح‌ این‌ مقوله‌ در وادی‌ اعتقادی‌ و نه‌ فقط‌ از لحاظ‌ سیاسی‌ بر حاکم‌ و کسی‌که‌ قدرت‌ در اختیار اوست‌، رعیت‌ نوازی‌ را واجب‌ می‌داند، بلکه‌ به‌ نوعی‌ شکرگذاری‌ به‌ درگاه‌ خدا باور دارد وبرای‌ شکر این‌ نعمت‌ و قدرت‌ ریشه‌ و مبنای‌ اعتقادی‌ قایل‌ می‌شود. جامعه‌ سعدی‌، جامعه‌ای‌ است‌ که‌ به‌ دلایل‌مختلف‌ سیاسی‌، اجتماعی‌، فرهنگی‌ از گذشته‌ دور تا زمان‌ سعدی‌ بر مدار اخلاق نمی‌گردد. یکی‌ از دلایلی‌ که‌اصولاً سعدی‌ بسیار اخلاقی‌ شعر می‌سرود، چنان‌ که‌ پندهای‌ بسیاری‌ از او در نثر و نظم‌ سراغ‌ داریم‌، شرایط‌زمان‌ است‌. سعدی‌ به‌ عنوان‌ یک‌ مصلح‌ اجتماعی‌ در قالب‌ حکایات‌ و اشعار پیوسته‌ اخلاق را متذکر می‌شود و بابی‌باکی‌ و شهامت‌ در قالب‌ همین‌ اشارات‌ حرف‌ خودش‌ را هم‌ می‌زند و این‌ بسیار مهم‌ است‌. در حکایتی‌ که‌حجاج‌ بن‌ یوسف‌ از یک‌ درویش‌ مستجاب‌ الدعوه‌ خواست‌ که‌ او را دعا کند، این‌ درویش‌ بی‌درنگ‌ گفت‌: «خدایاجانش‌ بستان‌» و بعد:
ای‌ زبر دست‌ زیر دست‌ آزار
گرم‌ تا کی‌ بماند این‌ بازار؟
به‌ چه‌ کار آیدت‌ جهانداری‌
مردنت‌ بِه‌ْ که‌ مردم‌ آزاری‌
            سعدی‌ رضایت‌مندی‌ عمومی‌ از حاکمیت‌ را تضمین‌ کننده‌ امنیت‌ ملی‌ می‌داند. به‌ عبارت‌ دیگر سعدی‌ معتقداست‌ در صورتی‌ که‌ حاکمیت‌ از مشروعیت‌ و مقبولیت‌ عمومی‌ در نزد ملتش‌ برخوردار نباشد، زمینه‌ای‌ برای‌طمع‌ورزی‌ دشمنان‌ خارجی‌ فراهم‌ می‌شود. اگر از دشمن‌ بیرونی‌ می‌ترسید و اگر می‌خواهید در برابر دشمن‌بیرونی‌ به‌ درستی‌ مقاومت‌ کنید، اولین‌ شرط‌، ایجاد رضایت‌مندی‌ عمومی‌ از حاکمیت‌ است‌. مقبولیت‌ ومشروعیت‌ حکومت‌ باید تضمین‌ شده‌ باشد، در غیر این‌ صورت‌ هم‌ دشمن‌ به‌ طمع‌ خواهد افتاد و هم‌ در صورت‌بروز هجوم‌ دشمن‌، این‌ مردمی‌ که‌ باید حامیان‌ حکومت‌ باشند، یا بی‌تفاوت‌ خواهند بود که‌ لطمه‌ای‌ جدی‌ به‌مملکت‌ است‌ و یا با دشمن‌ همراهی‌ می‌کنند که‌ فاجعه‌ است‌. سعدی‌ می‌فرماید:
پادشاهی‌ کاو روا دارد ستم‌ بر زیردست‌دوستدارش‌ روز سختی‌ دشمن‌ زورآوراست‌با رعیت‌ صلح‌ کن‌ وز جنگ‌ خصم‌ ایمن‌نشین‌ز آن‌ که‌ شاهنشاه‌ عادل‌ را رعیت‌ لشکر است‌
            در این‌ دو بیت‌ مفهوم‌ مدرن‌ و امروزی‌ مشروعیت‌ و مقبولیت‌ حکومت‌ برای‌ ما مطرح‌ می‌شود. در حکومتی‌که‌ در آن‌ جایگاه‌ محتسب‌ و شحنه‌ و قاضی‌ هنوز درست‌ تبیین‌ نشده‌ است‌، اغنیا هر چه‌ بخواهند بر سر ضعفاخواهند آورد.
بقای‌ مملکت‌ اندر وجود یک‌ شرط‌ است
‌که‌ دست‌ هیچ‌ قوی‌ بر ضعیف‌ ننمایی‌
            اگر در جامعه‌ به‌ جای‌ احساس‌ عدالت‌، احساس‌ بی‌عدالتی‌ وجود داشته‌ باشد، شیرازه‌ مملکت‌ از هم‌ می‌پاشدو این‌ در کلام‌ سعدی‌ هویداست‌.
            سعدی‌ به‌ نکته‌ مهمی‌ اشاره‌ می‌کند که‌ طرح‌ آن‌ خالی‌ از لطف‌ نیست‌. امروز در دنیا برای‌ اصلاح‌ نظام‌مالیاتی‌ تلاش‌ بسیار می‌کنند و در گرفتن‌ مالیات‌ از مردم‌ به‌ این‌ نکته‌ توجه‌ دارند که‌ مالیات‌دهنده‌ باید احساس‌کند آن‌ مالیاتی‌ را که‌ پرداخت‌ می‌کند، صرف‌ خدمات‌ و رفاه‌ اجتماعی‌ می‌شود که‌ به‌ نوعی‌ به‌ او باز می‌گردد واگر این‌ احساس‌ در مالیات‌ دهنده‌ تقویت‌ بشود، یک‌ رکن‌ اساسی‌ در نظام‌ مالیاتی‌ اصلاح‌ شده‌ است‌.
شهنشه‌ که‌ بازارگان‌ را بخست
‌درِ خیر بر شهر و لشکر ببست‌
            بازرگان‌ باید احساس‌ کند که‌ اگر مالیاتی‌ می‌دهد، به‌ جهت‌ طمع‌ورزی‌ حکومت‌ در مال‌ وی‌ نیست‌. باید حس‌کند که‌ این‌ پول‌ در جای‌ دیگری‌ و در مسیر دیگری‌ به‌ او باز می‌گردد. اگر غیر از این‌ باشد، احساس‌ می‌شود که‌حکومت‌ تنگ‌ نظر است‌، طمّاع‌ است‌ و به‌ ناحق‌ مال‌ مردمان‌ را می‌ستاند. اگر این‌ احساس‌ در بازرگان‌ و در کسی‌که‌ به‌ نوعی‌ باید مالیات‌ بدهد رسوخ‌ پیدا کرد، نظام‌ مالیاتی‌ به‌ هر اندازه‌ که‌ مدرن‌ باشد، جوابگو نخواهد بود.بنابراین‌ حکومت‌ و زمامداری‌ در هر سطحی‌ که‌ باشد، مستلزم‌ صلاحیت‌هایی‌ است‌ که‌ نباید آن‌ را دست‌ کم‌گرفت‌. چون‌ مردم‌ مخاطب‌ حکومت‌ هستند، بنابراین‌ زمام‌ مردم‌ است‌ که‌ به‌ دست‌ حکومتگران‌ داده‌ می‌شود.
رعیت‌ نوازی‌ و سرلشکری‌
نه‌ کاری‌ است‌ بازیچه‌ و سرسری‌
            این‌ بیت‌ دقیقاً به‌ صلاحیت‌ها توجه‌ دارد و این‌ که‌ اگر حاکمان‌ و دولتمردان‌ عزتی‌ دارند و احترامی‌ دارند، به‌خاطر مردم‌ است‌ و در واقع‌ آنان‌ وامدار مردم‌ هستند. ریشه‌های‌ درخت‌ حکومت‌ و مملکت‌ ملت‌ هستند. برخوردنسنجیده‌ با مردم‌ و ناخرسند کردن‌ آنها و ناخشنود کردن‌ آنها، مثل‌ این‌ است‌ که‌ تیشه‌ به‌ درخت‌ ملیّت‌ وحکومت‌ زده‌ باشیم‌. مقابله‌ با ملت‌ و افکار عمومی‌ و عدم‌ همراهی‌ و همکاری‌ با مردم‌ نتیجه‌ای‌ جز بحران‌مشروعیت‌ حکومت‌ ندارد.
برو پاس‌ درویش‌ محتاج‌ دار
که‌ شاه‌ از رعیت‌ بود تاجدار
            باید به‌ زمان‌ و جغرافیای‌ سعدی‌ توجه‌ کرد. در زمان‌ سعدی‌ شاه‌ مظهر قدرت‌ است‌ و دولت‌ به‌ معنای‌مدرنش‌ که‌ صد سال‌ بعد در رنسانس‌ به‌ وجود آمد، شکل‌ نگرفته‌ بود. در آن‌ دوران‌ جز پادشاهی‌ و حکومت‌شاهان‌ هیچ‌ مفهومی‌ از قدرت‌ و دولت‌ وجود نداشت‌ و منظور سعدی‌ دقیقاً قدرت‌ سیاسی‌ حاکم‌ است‌:
برو پاس‌ درویش‌ محتاج‌ دار
که‌ شاه‌ از رعیت‌ بود تاجدار
رعیت‌ چو میخند و سلطان‌ درخت
‌درخت‌ ای‌ پسر، باشد از بیخ‌ سخت‌
نکن‌ تا توانی‌ دل‌ خلق‌ ریش
‌و گر می‌کُنی‌ می‌کَنی‌ بیخ‌ خویش‌
            دل‌ خلق‌، یعنی‌ افکار عمومی‌، یعنی‌ مردم‌ یعنی‌ عموم‌ ملت‌ نباید جریحه‌دار شود و باید رضایت‌مندی‌عمومی‌ نسبت‌ به‌ حکومت‌ وجود داشته‌ باشد.

نوشتارهای سعدی‌شناسی دفتر پنجم

همهٔ دفترهای سعدی‌شناسی ←
  1. دیباچه‌
  2. گفته‌ سعدی‌ دگر است‌
  3. بسحق‌ اطعمه‌ شیرازی‌ و سعدی‌۱
  4. سعدی‌ آخرالزمان‌
  5. سعدی‌ و امرسون‌
  6. جادوی‌ شعر گذشتگان‌
  7. غزل‌ سعدی‌: بنای‌ تحوّل‌ و تجلّی‌ در غزل‌ فارسی‌
  8. بررسی‌ بسامدی‌ اوزان‌ و بحور غزل‌های‌ سعدی‌ و حافظ‌
  9. نکاتی‌ پیرامون‌ ساختار ادبی‌ ـ اندیشه‌ای‌ حکایت‌های‌ گلستان‌
  10. خِرَدورزی‌ در غزلیّات‌ سعدی‌
  11. سرو قامت‌ یار
  12. ساموئل‌ جانسون‌ و سعدی‌
  13. نگاهی‌ گذرا بر انسان‌ در گلستان‌ و بوستان‌ سعدی‌
  14. کارنامه‌ سعدی‌ پژوهی‌ ۱۳۸۰