|
هر متاعی ز معدنی خیزد
|
شکّر از مصر و سعدی از شیراز
|
شعر و نثر فارسی که در خراسان بزرگ زاده شده بود و در دو پویه عارفانه و عاشقانه و در دو شکلساده و مصنوع رشد یافته بود، در شهر شیراز و در آثار سعدی و حافظ به کمال رسید و این دو بر پایهآثار بزرگان ادب فارسی در برون از شیراز و نیز با اتکّا به پیشینه ادب فارسی در شهر شیراز بنیان «مکتبادبی شیراز» را پی ریختند، به گونهای که با ظهور سعدی در قرن هفتم میتوان با کمی تسامح تاریخادبیات ایران را به دوران پیش و پس از سعدی تقسیم کرد؛ چرا که نثر معیار زبان فارسی و غزل عاشقانهبا او به اوج رسید و یک قرن بعد خواجه حافظ شیرازی، شیرازه مکتب ادبی شیراز را توانمندتر کرد.
بیدلیل نیست که زبان و شعر و نثر سعدی تا امروز زبان معیار و سنجش ادب فارسی است. به همانمیزان که سعدی و حافظ در ساختن مکتب ادبی شیراز وامدار شاعران و نویسندگان پیشین خود بودند،ادب فارسی پس از آنان و تا امروز وامدار و تحت تأثیر آثار این دو شاعر بزرگ زبان فارسی است.
مکتب ادبیی را که سعدی بنیان گذارده بود، در بخش غزلهای عارفانه و برخی از غزلهای عاشقانهحافظ به اوج میرسد و «مکتب ادبی شیراز»۱ شیرازه میگیرد. زبان شاعران برجسته خراسان بزرگ باهمه فاخری به دلایل مختلفی نتوانست به «زبان معیار» تبدیل شود، اما زبان سعدی که ریشه در گنجینهواژگان پیشین دارد، با نوآوریهای زبانشناسانه سعدی و درک مسایل مورد علاقه مردم و نزدیکی بهاحساس و زندگی آنان به یک زبان فراگیر تبدیل میشود و گلستان به یک کتاب عمومی.
از زمانی که «آندره دوریه» در سال ۱۶۳۴ میلادی کتاب گلستان را به زبان فرانسوی منتشر میکرد و تاامروز که در پایان قرن بیستم گلستان به عنوان یکی از صد کتاب منتخب و برگزیده جهان توسطاندیشمندان غربی انتخاب میشود، سعدی و آثار جاودان او جایگاه ویژهای در ذهن و زبان ایرانیان وجهانیان داشته است.
اما پرسش و دغدغهای که امروز جامعه فرهنگی ایران با آن روبهرو است؛ چرایی عدم اقبال عمومی بهآثار سعدی است. در زمانی نه چندان دور آثار سعدی در مدارس جدید و قدیم نه تنها به عنوان یک متن ادبیبلکه به عنوان متنی سرشار از حکمت و اندیشه تدریس میشد و ایرانیان با آثار او انس و الفتی دیرینهداشتند، اما امروز، در میان دانشآموزان و دانشجویان که بخش عمده جامعه ما را تشکیل میدهند، سعدی وآثار او کمتر شناخته شده است.
از سوی دیگر نیز کارنامه سعدی پژوهشی سال به سال کم رنگتر و بیمحتویتر میشود. تکرارمکررات، چاپهای جدید و بیتغییر کلیات، عدم نوآوری در پژوهشهای سعدی شناسانه و عدم حضورسعدی شناسان برجسته در فرهنگ امروز ایران ـ که به سختی میتوان حتی پنج نفر را به عنوانسعدیشناس در خیل استادان و ادیبان ایران امروز یافت ـ کاستی دیگری در عرصه سعدیشناسی است.
به راستی چرا امروز سعدی این گونه مهجور است؟ مسئله سعدی چیست؟ پژوهشگران باید به کدامپرسش پاسخ نیافته در مورد شیخ و آثارش پاسخ گویند؟ نقش دانشکدههای ادبیات و زبان فارسی در اینعرصه چیست؟ فرهنگستان زبان و ادب فارسی در این میدان چه نقشی دارد؟ وزارتخانههای آموزش وپرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش، تحقیقات و فنآوری، امور خارجه، شورای گسترش زبانفارسی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، صدا و سیما چه مسئولیت و برنامهای دارند؟ و آیا اصولاًدغدغهای در این زمینه دارند؟ پژوهشگران و سعدیشناسان و شاعران و نویسندگان و منتقدان چهمیکنند و چه باید بکنند؟
حقیقت آن است که در جامعهای که بزرگان و مفاخر آن مهجور شوند، بر صدر ننشینند و قدر نبینند،بنیانهای فرهنگی و ادبی آن در دوران رایانه و اینترنت و ماهواره روز به روز سستتر خواهد شد و دیرینخواهد گذشت که روخوانی آثار کلاسیک ادب فارسی نیز رؤیایی دست نیافتنی میشود. بر همه ماست کهپیش از ریزش، بنیانها را مستحکم سازیم. بکوشیم که امروز هم دیر است.
پینوشت:
۱. بررسی ویژگیها و چگونگی شکلگیری و رشد مکتب ادبی شیراز در این مقال نمیگنجد و امید است که با انتشار کتاب «مکتب ادبی شیراز» جایگاه سعدی شیرازی بیش از پیش در این زمینه روشن شود.