واژه نامه

۲۴۰ نوشته

واژه نامه

کاشی

صفحۀ رنگین سفالی برای تزیین بنا که روی آن کاملاً لعاب‌دار است و معمولاً به اشکال…

واژه نامه

کاشی تراش

کسی که کاشی به رنگ‌های مختلف را بر طبق طرح به اشکال گوناگون می‌تراشد تا به…

واژه نامه

کاشی هفت رنگ

نوعی کاشی خشتی که آن را پیش از پخت نهایی با طرح‌ها و رنگ‌های متفاوت نقاشی…

واژه نامه

کتیبه

۱) نوشته‌ای که برای تزیین یا تیمّن یا رساندن پیام بر قسمتی از بنا نقش می‌کنند.…

واژه نامه

کفش کن

فضایی نیم باز با دهانۀ کوچک که در بین فضاهای پیرامون حیاط قرار می‌گیرد و آنها…

واژه نامه

کلات

قلعه‌های کوچک روستایی که معمولاً بر بالای کوه و بلندی ساخته می‌شوند.

واژه نامه

کلاهک

۱) قسمت کلاه مانند نوک گنبد و طاق و مناره و مانند آنها ۲) نورگیری برجسته…

واژه نامه

کمرپوش

سقفی که در کمر یا میانۀ فضایی زده می‌شود و آن را به دو طبقه تقسیم…

واژه نامه

کنگره

دندانۀ بالای دیوار که کاربرد دفاعی و تزیینی داشته است.

واژه نامه

کوشک

بنایی منفرد در میان محوطۀ باز و مشرف بر آن، متشکل از یک فضای میانی و…

واژه نامه

گچ‌بری

نوعی تزیین، حاصل بریدن و تراشیدن اندود گچ به اشکال مختلف.

واژه نامه

گربه‌رو

۱) مجرای هوا در زیر کف، برای دفع رطوبت ۲) در حمام، مجرایی که هوای گرم…

واژه نامه

گرده برداری

روش برداشت کردن نقوش کاشی یا خطوط کتیبه‌ها از روی مصالح یا پیاده کردن آن روی…

واژه نامه

گرم خانه

۱) شبستان زمستانی ۲) در حمام، محل اصلی استحمام و جای مشت‌مال که خزینه از ملحقات…

واژه نامه

گره

نقش هندسی؛ شبکه‌ای منظم و همگون از اشکال هندسی که تکرار شونده و قابل گسترش است.