پاسارگاد بخش اول

دانشنامه آثار تاریخی ۱۸ دقیقه مطالعه

پاسارگاد پایتخت کوروش هخامنشی (۵۲۹ق.م) بنیان‌گذار سلسله هخامنشیان در ۷۰ کیلومتری شمال تخت‌جمشید در جاده اصلی شیرازـ اصفهان در فاصله ۳ کیلومتری جاده اصلی قرار دارد.

پاسارگاد بخش اول

سفرنامه کوست

کتزیاس، پزشک یونانی داریوش دوم و اردشیر دوم هخامنشی، نخستین کسی است که از پاسارگاد به نام پایتخت کوروش یاد نموده، پس از وی آریستبولوسن از یاران اسکندر مقدونی، از تاراج «گنج پاسارگاد» توسط وی سخن می‌گوید. استرابو جغرافیانویس قرن اول میلادی نیز این شهر را به همین نام خوانده است. نیکلائوس دمشقی و پلیانوسن نیز این شهر را پاسارگاد خوانده‌اند. استفانوس بیزانسی که در قرن یازدهم و دوازدهم میلادی می‌زیسته، از این شهر با عنوان «پسّر گادی» یاد می‌کند. برخی دیگر نام این شهر را با «پارس، پرس» نسبت داده‌اند. اناکسیمن مورخ و معلم اسکندر نام این شهر را در کتاب خود «پارسه گرد» یعنی اردوگاه پارس یا نشستگاه پارسیان ذکر کرده است. سِر ویلیام اوزلی خاورشناس انگلیسی نیز آن را «پارسه گرد» خوانده است. برخی دیگر پاسارگاد را «پارس گده» یا «پارس گاده» به معنی تخت‌پارس خوانده‌اند. اشپیگل خاورشناس آلمانی در سال ۱۸۷۳م در کتاب خود آن را «پارس گده» خوانده است.

پاسارگاد بخش اول

سفرنامه کوست

هردوت پاسارگاد را برگرفته از نام یکی از تیره‌های دهگانه پارسی به نام «پاسارگادی ها» می‌داند. پیتر ژولیوس یونگه در کتاب خود داریوش یکم این شهر را «پس از کدریش» نوشته است. اوژن فلاندن مورخ فرانسوی نام این شهر را ترکیبی از «پسا (فسا)» و «گرد» می‌داند. فردینایوستی آن را «پئیشیاهوواد» به معنی «جایگاه گنجینۀ نوشته‌های مقدس» خوانده، جرج راولینسن آن را «پارسه‌گده» به معنی «دژ پارسیان» خوانده و ژرف مارکوارت جغرافی‌دان و مورخ آلمانی پاسارگاد را تحول یافته واژه «پسه ارکدری» به معنی در پس کوه ارکدی دانسته. مشیرالدوله پیرنیا نام این شهر را «پارس گرد» به معنای قلعه پارس می‌داند. برخی نیز چون شهبازی نام این شهر را پاسارگاد و برگرفته از نام قبیله‌ای پارسی به همین نام و به معنی «گرام گرزان» می‌دانند. در دوران اسلامی این شهر به نام‌های مشهد مادر سلیمان، مشهد مرغاب، مشهدالنبی و تخت سلیمان خوانده شده است.

جلگۀ پاسارگاد :پاسارگاد یا دشت مرغاب جلگه مرتفعی در ضلع شمال غربی استان فارس است که در دامنۀ تپه‌ها و کوه‌های منشعب از کوه‌های زاگرس واقع شده است. این جلگۀ مستطیلی شکل دارای دوازه کیلومتر عرض در ضلع شمالی و بیست و پنج کیلومتر طول در ضلع شرقی و غربی است. ضلع جنوب غربی این جلگه به تنگ بلاغی ( تنگ بلاغی) با دوازده کیلومتر طول و ۲۰۰ تا۵۰۰ متر عرض منتهی می‌گردد. کنارۀ غربی این تنگ مانند دیواری بالا آمده و کناره شرقی آن برای ساختن راه عبور در زمان هخامنشی، حاشیه‌بندی شده است. این تنگ هم اینک محل رفت و آمد چارپایان و دام‌های طوایف باصری، کردشولی، فارسی، عبدالیوسفی و عرب می‌باشد. در وسط تنگ نیز پایه‌های پلی وجود دارد که برای گذشتن از آب احداث شده است. این پل با شکل تقریباً مربع دارای ۹۵/۱۵ متر عرض و ۶۵/۱۵ متر طول و دو دیوار جانبی از سنگ آهک و پنج ردیف سه ستونی در میان آنهاست. میانگین فاصله ستون‌ها از مرکز محور هر یک تا دیگری ۳/۹۰ متر بوده و بیشتر آنها قطری در حدود ۸۹ سانتی‌متر دارند. ارتفاع اصلی هر ستون بیش از دو متر بوده است. هر ستون شامل شالوده‌ای از تخته‌سنگ‌های تثبیت شده و یک زیر ستون سنگی تقریباً چهارگوش و قلمه ستون می‌شود. دیوار شمال غربی ۹۵/۱۵ متر و دیوار جنوب شرقی ۱۰/۱۶ متر طول دارد. هر دو دیوار شامل قطعات سنگ آهکی خوش‌تراش بوده و هر دو برآمدگی مختصری نسبت به قطعات سنگی شالوده خود دارند. هر دو دیوار حداکثر ۳۶/۲متر ارتفاع داشته‌اند. در جلگه پاسارگاد رودخانه پلوار که از سی کیلومتری شمال غربی پاسارگاد سرچشمه گرفته، از سمت شمال به سمت جنوب در جریان است و پس از آبیاری جلگه مادرسلیمان به سوی تنگ بلاغی جریان یافته و پس از آن وارد جلگه سعادت آباد و سیوند می‌گردد. پس از گذر از بلوک خفرک بالا و پایین، استخر و جلگه مرودشت در کنار پل خان به رود کر متصل می‌شود. پاسارگاد توسط راهی شاهی به تخت جمشید و شوش متصل می‌شود. این راه در جلگه مرغاب از شمال وارد می‌شده و از مغرب تل تخت عبور می‌کرده، به کنار آرامگاه کوروش آمده، به تنگ بلاغی می‌رسیده، پس از آن، این راه به سمت شرق امتداد یافته به گونه‌ای که جادۀ شاهی اصفهان ـ شیراز از سمت شمال، از سه کیلومتری ضلع شرقی رودخانه پلوار به جنوب و جنوب شرقی امتداد یافته، در جنوب شرقی به تنگه بلاغی می‌رسیده است. در میان این راه جاده‌ای به دهکدۀ مادر سلیمان منتهی می‌گردد که هم اینک به شهر پاسارگاد معروف است. شهری که کوروش بزرگ (حک. ۵۵۹ـ۵۳۰ق.م) در این جا بنا نمود، در گوشه جنوب غربی جلگه پاسارگاد واقع بود. از آثار باقی مانده این شهر، آرامگاه کوروش، کاخ بار عام، کاخ دروازه، مجسمه کوروش، کاخ اختصاصی، زندان سلیمان، تل تخت، سکوهای سنگی محوطه مقدس آب نماهای سنگی می‌باشد. کاروانسرای مظفری و مسجد اتابکی بناهایی هستند که در دوران‌های دیگر بدین آثار افزوده شدند. مجموعه آثار پاسارگاد در محوطه‌ای به طول ۳ کیلومتر و عرض ۲ کیلومتر پراکنده است.

آرامگاه کوروش :آرامگاه کوروش که «مشهد مادر سلیمان» نیز خوانده شده، در گوشۀ جنوبی محوطه پاسارگاد قرار گرفته که بیش از ۲۵۰۰سال پیش از سنگ‌های آهکی سفید متمایل به زرد بنا شده و هنوز نیز پابرجاست. به باور استروناخ این آرامگاه با هیبتی عظیم از سنگ، با نمای صاف و کمترین جزییات تزیینی، احساس بزرگی، سادگی و قدرت را القا می‌کند.

پاسارگاد بخش اول

این بنا در طرح خود دارای دو عامل مشخص است: یکی کرسی بلند متشکل از شش ردیف سکوی پله‌پله و یک جایگاه تدفین خرپشته‌ای ساده. قاعده یا زیربنای اصلی آن سکویی سنگی با طرح یک مربع مستطیل به طول ۳۵/۱۳ متر و عرض ۱۲/۳۰ متر می‌باشد. درگاه ورودی اتاق تدفین بدون آستانه اصلی ۳۹/۱ متر ارتفاع و ۷۸ سانتی‌متر پهنا دارد. راهرو ورودی ۱/۲۰ متر طول داشته و داخل اتاق ۱۷/۳ متر طول با عرض مشابه و ارتفاعی برابر با ۱۱/۲ متر دارد. این ساختمان از یک سکوی سنگی شش پله‌ای و یک اتاق با سقف شیب بامی بر فراز پلۀ ششم بنا شده است. ارتفاع کلی بنا ۱۰/۱۱ متر است. سکوی اول ۶۵/۱ ‌متر ارتفاع دارد، اما حدود ۶۰ سانتی‌متر آن در اصل ناتراشیده و پنهان بوده و مانند پلکان دوم و سوم دقیقاً ۰۵/۱ ‌متر ارتفاع داشته است. پلکان چهارم، پنجم و ششم هر یک ۵/۵۷ سانتی‌متر ارتفاع دارند. پهنای سکوها حدود نیم متر است و سطح سکوی ششمین ـ که قاعدۀ اتاق آرامگاه را تشکیل می‌دهد ـ حدود ۶/۴۰ متر در ۳۵/۵ متر است. در پایین‌ترین ردیف سکوهای پایه، یک نوار پیش نشسته از سنگ زمخت وجود دارد. در گرداگرد پایه بیرونی آرامگاه نیز همین نوار تکرار شده است. نوار پایینی ارتفاع و یا ضخامت یکنواختی ندارد. در برخی نقاط نیمرخ این نوار منحنی است و در برخی نقاط دیگر تقریباً مسطح است. در حدود ۳۰ سانتی‌متر از نمای عمودی سنگ در بالای این نوار، از پرداخت خوبی برخوردار نیست. بنابر نظریه استروناخ این عامل نشانگر این است که بخشی از یک سوم پایین سکوی اول، برای زیر سطح زمین بوده و پس از اتمام کار سطح زمین در حدود ۶۰ سانتی‌متر بالا آورده شده است. اتاق آرامگاه دارای ۱۷/۳ مترطول، ۱۱/۲ مترعرض و ۱۱/۲ متر ارتفاع است، دیوارش نیز دارای ۵/۱ متر ضخامت است و از چهار ردیف سنگ نیک تراشیده، درست شده است. ردیف‌های اول و دوم بلندتر از ردیف‌های سوم و چهارم هستند و در ضلع شمال غربی دری دو لنگه‌ای وجود داشته که کشویی باز می‌شده، اما هم اینک از بین رفته است. ورودی کنونی ۷۸ سانتی‌متر پهنا و ۱۳۰سانتی‌متر بلندی دارد و آستانۀ آن نیز عمیق است. در هر یک از دو گوشۀ آستانه کوچک، یک فرورفتگی برای پاشنه‌های در وجود دارد. در دیوار جنوبی اتاق آثار محراب و خطوط عربی مربوط به دوران اسلامی دیده می‌شود. در حاشیه محراب آیه اول سوره «انا فتحنالک فتحا مبینا» تا «و کان الله علیما حکیما» به خط ثلث نگاشته شده است. اگرچه هم اکنون هیچ سنگ‌نوشته دیگری در این اتاق نیست، ولی تاریخ‌نویسان یونانی از جمله آریان و استرابو در آثار خود سنگ‌نوشته‌ای را آورده‌اند که بر آن نوشته شده است: «ای انسان هر باشی و از هر جا بیایی، زیرا می‌دانند که خواهی آمد، من کوروشم که برای پارسیان این شاهنشاهی گسترده را بنیان نهاده‌اند. پس در این زمان بر من و بر این خاکی که جسد مرا در بر دارد، رشک مبر».
سقف اتاق از درون صاف و ساده بوده، ولی از بیرون شیب‌بامی است و شیب دوطرفۀ آن به شکل عدد ۸ است. در پیشانی این اتاق، یعنی در مثلث بالای درگاه، تصویر گلی را نقش کرده بودند که امروز تنها اندکی از آن باقی مانده است. سقف آرامگاه از دو سنگ عظیم ساخته شده که بر روی آن یک سنگ هرمی به قاعدۀ ۲۵/۶ متر در ۳ متر و به ضخامت نیم‌متر قرار گرفته و بر روی آن، سنگی بالای سقف قرار داشته که هم اینک از بین رفته است. درون آرامگاه کاملاً ساده و بی پیرایه است. بعدها در جبهۀ رو به قبلۀ آن در ضلع جنوب غربی، محرابی برای مسجد اتابکی ساخته‌اند. بنای آرامگاه بدون ملاط ساخته شده، ولی بست‌های فلزی دم چلچله‌ای، سنگ‌های آن را به هم متصل می‌کرده که تقریباً همۀ آنها از بین رفته است.

کاخ بارعام :بقایای ساختمانی که به «دیوان خانه»، «کاخ ستون دار» و «کاخ بار عام» مشهور شده، در ۶۰۰ متری شمال شرقی آرامگاه کوروش واقع شده است.

پاسارگاد بخش اول

کاخ بار مشتمل بر یک تالار مرکزی و چهار ایوان در اطراف آن بوده است. تالار کاخ بنایی رفیع و مستطیل شکل و ستون‌دار بوده، با طول ۳۵/۳۲ متر، عرض ۱۴/۲۲ متر و ارتفاعی که تا بام به ۱۸ متر می‌رسیده. سقف آن بر ۸ ستون در دو ردیف چهارتایی استوار بوده است. هر ستون مشتمل بر یک زیر ستون، شالی بر روی آن و چهار قلمه ستون بر فراز همدیگر و یک سرستون بوده است. زیر ستون از یک تخته سنگ سیاه به قاعدۀ ۶۴/۱متر و به صورت یک مکعب مضاعف درست شده که مکعب بالایی کوچک‌تر از پایینی است و ارتفاع هر دو به ۰۴/۱متر می‌رسد. بلندترین نقطه قلمه ستون از کف تالار بیش از ۱۰/۱۳متر ارتفاع دارد. نسبت باریک شدن قلمه‌ستون‌ها از پایین به بالا بین ۶/۱ تا ۷/۱سانتی‌متر در هر متر بوده است. بر روی این ستون یک شالی گرد به قطر ۲۳سانتی‌متر از سنگ سفید گذاشته شده و یک قلمۀ ۱۲ متری مشتمل بر چهار تکه استوانه‌ای شکل و ساده از سنگ سفید مرمر نیز جای گرفته است. ستون‌ها ۴۵/۶ متر از دیوارها فاصله داشته و فاصله بین دو ردیف ستون ۷/۹۰ متر می‌باشد. زیر ستون‌ها دارای پاسنگ دو پله چهار گوش و یک شال مدور صیقلی بر روی آنهاست. زیر ستون‌ها از سنگ سیاهرنگ یکپارچه تراشیده شده، ورودی شالوده‌ای از سنگ نخودی رنگ، با ۲ تا ۳ سانتی‌متر ارتفاع و ۶۴/۱ مترمربع مساحت قرار داده شده‌اند.

پاسارگاد بخش اول

سر ستون‌ها همه به شکل جانوران دو سر از سنگ سیاه است. آثار یافته شده از سر ستون‌های شیر، شیر شاخ‌دار، گاو و اسب هیچ یک کامل نیست. سر ستون اسب مانند، فقط در این بنا به کار رفته است. یک ستون سالم سنگی در انتهای شمال شرقی از ردیف ستون‌های جنوب غربی باقی مانده است. دیوارهای تالار از خشت خام بوده و اطراف نمای آن از سنگ سفید مرمر در چند ردیف افقی ازاره‌بندی و یا گچ‌کاری شده است. ضخامت دیوارها، ۱۶۳سانتی‌متر بوده است. کف تالار از دو طبقۀ سنگفرش پوشیده شده که طبقۀ زیرین از سنگ سفید زبره‌تراش و به قطر ۴۸ سانتی‌متر بوده و روی آن طبقۀ دوم از سنگ سپید مرمر نمای بسیار تراشیده به قطر ۴۴ تا ۵۰ سانتی‌متر و از تخته سنگ‌های بزرگ قرار گرفته بود که تقریباً همۀ آنها در دوران بعد به جاهای دیگر انتقال یافته‌اند. در میانۀ هر یک از چهار دیوار، درگاهی از سنگ سیاه به پهنای ۲۰۶سانتی‌متر و عمق ۱۶۲سانتی‌متر تالار را به ایوان جانبی وصل کرده است. اطراف این درگاه‌ها مزیّن به نقوش می‌باشد. هم اینک تنها دو جرز درگاه شرقی و دو درِ شمالی و جنوبی باقی مانده است. در درگاه جنوب شرقی، تصاویری حک شده که تنها ۸۰ سانتی‌متر از قسمت پایینی آنها باقی مانده است. نقوش تصویر مردی برهنه پا را نشان می‌دهد با دامنی که در ادامه به صورت لباسی از فلس‌های ماهی تبدیل شده است. هم‌چنین تصویر مردی که پا و سم گاو و دمی آراسته و مزیّن به گل دارد و در دست چوبی گرفته که سرِ آن در عقب به درفشی منتهی گردیده نیز نشان داده شده است. جهت پای این دو رو به سوی ایوانِ تالار است. درگاه شمال غربی، پاهای برهنۀ یک انسان را نشان می‌دهد که جلو یک هیولا راه می‌رفته. این جانور پاهایی چون چنگال عقاب داشته و جامه‌ای آراسته پوشیده است. درگاه جنوب غربی بقایای نقش سه مرد برهنه پای بلند جُبه را نشان می‌دهد که سه جانور سم‌دار را به دنبال می‌کشند.

 هر یک از چهار ایوان دارای دو جرز سنگی متقارن بوده که سر الوار پیشانی سقف بر روی آنها قرار می‌گرفته است. هر جرز از سه قطعه سنگ مستطیل شکل درست شده که درونشان را برای کاستن وزن آنها گود کرده‌اند که این گودی خود باعث استحکام دیوار خشتی شده است. جای قرار گرفتن سر الوار در بالای سه جرزی که هنوز در دو سوی ایوان جنوب غربی و در ایوان جنوب شرقی مانده‌اند، دیده می‌شود. ایوان‌ها دارای ارتفاعی در حدود ۶ متر بوده‌اند. نور تالار اصلی نیز از دریچه‌هایی که در بالای دیوار آن تعبیه شده، تأمین می‌شده. همۀ این جرزها دارای نوشته‌ای سه زبانه؛ فارسی باستان، عیلامی و بابلی به خط میخی بوده، ولی تنها در ایوان جنب غربی کتیبه‌ای دارای چهار سطر با مضمون «من کوروش [ام]، شاه، هخامنشی» باقی مانده است. ایوان شمال شرقی با ۹/۶۰ متر پهنا و ۶۵/۵۳ متر درازا، از دیگر ایوان‌های کاخ بزرگ‌تر است. سه جانب آن را سکوی سپید به بلندی ۴۴سانتی‌متر و پهنای ۴۶سانتی‌متر پوشانده است. روی آن نیز کف‌پوشی از سنگ سیاه کاملاً تراشیده به قطر ۱۰سانتی‌متر وجود دارد. ستون‌های این ایوان در دو ردیف، ۲۴تایی قرار گرفته‌اند. فاصله بین ستون‌ها در هر ردیف حدود ۰۷/۲متر و فضای بین ستون‌ها ۴/۵۰متر است. ایوان‌های جانبی تالار ۱۰/۲۲×۱۰/۵۰متر وسعت دارند. کف و ستون‌های آنها نیز مانند ایوان شمال شرقی است، اما ایوان جنوب غربی با ۱۰/۳۲متر طول و ۲۸ستون در دو ردیف ۱۴تایی، دارای دو اتاق جانبی قرینه می‌باشند. هر یک از این اتاق‌ها، مستطیل شکل بوده و کفی از سنگ مرمر سفید داشته است. در این ایوان نیز ستون‌ها، زیر ستونی از پا سنگ زیری به اضلاع ۲۴×۵۶×۵۶ سانتی‌متر و پاسنگ رویی به اضلاع ۱۸×۴۴×۴۴ سانتی‌متر و قلمۀ استوانه‌ای از سنگ سیاه داشته‌اند. بزرگ‌ترین قطر شال ستون نهایی ۳۷سانتی‌متر است. سر ستون‌ها هم از سنگ سیاه و به صورت جانوران دو سر بوده‌اند. معماری این کاخ برگرفته از معماری بین النهرین، ایران قدیم و لودیه است. طرح مستطیلی تالار و اتاق‌ها بیانگر قدمت این بنا در دوره‌ای پیش از داریوش است.

کاخ دروازه :بقایای دروازۀ پاسارگاد در ۲۰۰ متری جنوب شرقی کاخ بارعام واقع شده است و به جهت نقش انسان بالدار بر جرز سنگی درگاه شمال غربی آن به کاخ «دوازده نقش برجسته‌دار» معروف شده است. این کاخ که در زمان کوروش بزرگ ساخته شده، دارای طرح تالاری مستطیل شکل، به طول ۵/۲۸ متر و عرض ۵/۲۵ متر، دو ردیف چهارتایی ستون بلند و چهار درگاه است. درگاه‌های شمال شرقی و شمال غربی، اصلی و دو درگاه دیگر فرعی می‌باشند. آستانه‌هایی از سنگ سفیدرنگ در جوار ورودی‌های اصلی وجود دارد که آستانه خارجی ۲۰/۳×۸/۳۰ متر و آستانه داخلی ۶۴/۲×۴۸/۸ متر وسعت دارد. دو ورودی فرعی بدون آستانه و ساخته شده از سنگ سفید در دو محور جانبی و در وسط دیوارهای طولی تالار قرار دارند. هشت پایه ستون مکعب این کاخ هر کدام دارای حداقل ۲۰ سانتی‌متر ارتفاع می‌باشند. تالار کاخ دروازه با ابعاد ۲۴/۴۰ متر طول و ۲۰/۲۲ مترعرض دارای ۵۴۲ مترمربع وسعت و سنگ فرشی از تخته‌سنگ‌های خوش‌تراش سفید مرمرین بوده که هم اینک از بین رفته است. زیر ستون‌ها مکعب‌های مضاعف یا دو پله‌ای با قاعده‌ای متجاوز از ۲×۲ متر و ارتفاع ۱۶۰سانتی‌متر بوده که از سنگ سیاه نیک تراشیده، ساخته شده‌اند و روی آنها شالی از سنگ سیاه پاکتراش و ساده قرار گرفته، قلمه‌های ستون را بر روی آنها قرار داده‌اند. با توجه به خصوصیات بنا، ارتفاع درونی تالار در حدود ۱۶متر بوده است. سرستون‌ها از گاوهای دو سر درست شده بودند که رویشان به سوی درگاه‌های اصلی بوده. فاصله بین ستون‌ها در محور طولی ۵/۶۰ متر و در محور عرضی نزدیک به ۸ متر بوده است. ضخامت دیوارهای تالار زیاد بوده و در داخل تا حدود ۷۰سانتی‌متر به وسیله سنگ سفید ازاره‌بندی شده بودند و در خارج نیز دارای نیم جرزهای پهن چند پله‌ای بوده‌اند. بر فراز این دیوار، کنگره‌های دندانه‌داری وجود داشته است. درگاه‌های اصلی در حدود ۹متر پهنا و ۵/۴متر عمق داشته‌اند. کف درگاه‌ها از سنگ سیاه خوب تراشیده شده و جرزهایی از سنگ سفید مرمر نما داشته‌اند که بر هر کدام نقشی وجود داشته است.

پاسارگاد بخش اول

در درگاه‌های فرعی که در میانۀ دو سوی طولی تالار قرار گرفته‌اند، جرز و کف از سنگ سفید بوده و هر درگاه ۱/۸۰متر پهنا و ۵۵/۱متر عمق داشته است. بر هر یک از چهار جرز این دو درگاه نقش یک موجود طبیعی یا خیالی و بالای سر آن کتیبه‌ای سه زبانی؛ فارسی باستان، عیلامی و بابلی به خط میخی تراشیده شده که تنها یکی از آنها در ضلع شمال غربی، به صورت انسان بالدار باقی مانده است. این نقش، مردی را نشان می‌دهد بزرگ‌تر از اندازۀ طبیعی که از فرق سر تا کف پا ۳۵/۲متر و با احتساب تاجش ۲/۹۰متر بلندی دارد. تصویر این شخص از نیم رخ نقش شده و رو به چپ، یعنی به طرف داخل و سمت مرکز تالار دارد.

پاسارگاد بخش اول

ریش وی کوتاه و مجعد است و دو گوشۀ چشم بادامی و طرح بینی کشیدۀ عقابی دارد. هم اینک نشانه‌ای از سبیل وی به جای نمانده و گوش‌ها زیر کلاهی که تاج را نگه می‌دارد، پنهان شده‌اند. تنه و پاها به طرف راست رو به داخل تالار است. دست چپ وی تقریباً پشت تنه پنهان است ولی دست راست، در جلو سینه بالا آمده است و انگشتان دست کاملاً باز هستند و حالتی شبیه «نیایش» را نشان می‌دهند. دارای چهاربال بسیار بزرگ، یک جفت رو به پایین و یک جفت رو به بالاست. پَرها و شاهپرها به دقت در دو یا سه طبقه قرار گرفته‌اند و در پشت سر، قسمت اول بال‌های چپ و در قسمت جلو، بخشی از بال‌های راست پولک پولک شده است. جُبّه‌ای بلند و بی کمر به تن دارد که از گردن تا قوزک پای او را می‌پوشاند و در پایین حاشیه‌ای مستطیل شکل راه راه و یا ریشه‌دار داشته که آثاری از یک ردیف گل‌های هشت‌پر محدود میان دو خط موازی بر آن دیده می‌شود. تاج وی کلاهی بزرگ و گرد و بسیار چسبان است که از بالای پیشانی تا پشت گردن را پوشانده است. از فرق کلاه، دو شاخ قوچ برآمده که هر یک دو تاب مختصر دارد و به نوک تیزی منتهی می‌شود. بر روی این دو شاخ سه قرص خورشید را به صورت سه دایرۀ متحدالمرکز نقش کرده‌اند و بر روی آنها سه مخروط کوزه مانند گذاشته‌اند که نوارهایی از گردن آویخته دارند و در اصل سه گوی دیگر بر فرازشان بوده که امروزه اثری از آنها نیست. چند برگ با رگه‌های تنگ موازی از میان و دو سوی مخروط‌ها بیرون زده است و سر یک مار کبری از تاب دوم هر شاخی رو به بیرون برخاسته که تاجی هم چون یک گوی بر سر دارد. بر فراز این نقش کتیبه‌ای سه زبانی با عبارت «من کوروش [ام]، شاه، هخامنشی» وجود داشته است. که براساس آن، این نقش را از آن کوروش کبیر می‌دانند. علاوه بر این مولانا ابوکلام آزاد، دانشمند هندی، براساس آیات ۸۳ تا ۸۹ سوره مبارکه کهف در قرآن مجید و نیز باب هشتم بخش دانیال نبی و باب ۴۶ آیه ۱۱ اشعیا در کتاب تورات، معتقد است که کوروش کبیر همان ذوالقرنین قرآن کریم است. اگرچه این نظریه از طرف عده‌ای پذیرفته شده، اما شاپور شهبازی استدلال‌های ابوکلام آزاد را براساس مآخذ تاریخی و باستان شناسی قابل قبول نمی‌داند.

ادامه در بخش دوم