در نخستین نشست علمی یادروز سعدی استاد احمد سمیعی پیرامون «مقایسه ساختارهای سه مثنوی: منطقالطیر عطار، مثنوی مولوی و بوستان سعدی» به سخنرانی پرداخت. وی در بخشی از سخنان خود پیرامون این موضوع گفت: «ساختار هر اثر هنری اصیلی با محتوای آن پیوندی زنده و ارگانیک دارد.
از مقایسه این سه منظومه به این نتایج دست مییابیم:
در محتوای هر سه، دو جزی عمده وجود دارد، یکی: گفتارهایی برای بیان نظری افکار و دیگری حکایتهایی برای بیان عملی افکار و نیز اندیشهورزی در هر سه اثر وجود دارد. حجم اندیشهورزیهای مولانا بیشتر است و جایگاه ممتازی دارد. مثنوی مولانا جدا از مدح، حکایتی به صورت اثری مستقل است. در مثنوی و بوستان سعدی جدل وجود دارد، اما در منطقالطیر جدل وجود ندارد چون رابطه مریدی و مرادی حاکم است. سعدی به اقتضا، ایجاز یا اطناب را اختیار میکند».
در بخش دیگر دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی پیرامون «حکمت عملی در بوستان» سخنرانی نموده و در بخشی از سخنان خود اظهار داشت: «حکمت عملی یعنی چه؟ حکمت عملی یعنی همان چیزی که اخلاق نامیده میشود و از وجوه تمایز فلسفه و حکمت همین امر است. فلسفه بیشتر نظری است و حکمت، نظر توأم با عمل است. سعدی بدون تردید اهل حکمت عملی است و اصلاً فیلسوف نیست، بلکه فیلسوفستیز است چون محصل نظامیه بغداد است و در آنجا فلسفه محکوم بود. سعدی مربی اخلاق است. در غزلسرایی بینظیر است و هیچ کس هماورد او نیست و این نبوغ الهی است.
اخلاق از فلسفه سختتر است چون فلسفه هستی شناسی و دیدن و توصیف کردن است، اما اخلاق با دیدن کاری ندارد و منشأ آن این «باید» است. در چهارده قرن فرهنگ اسلامی کتب اخلاقی معدودی داریم؛ تذهیب الاخلاق مسکویه، اخلاق ناصری، معراج السعاده نراقی و همه آنها یک حرف دارند، بر چهار محور: حکمت، عفت، شجاعت، عدالت تأکید میکنند و همه آنها بر این چهار فضیلت متفقالقول هستند. همه این کتابها براساس نظریه اخلاقی ارسطو در کتاب «نیکاماخوس» نوشته شدهاند و این اخلاق ارسطویی است. امام محمد غزالی کتاب احیای العلوم را در ستیز با این اخلاق ارسطویی نگاشت. آیا اخلاق برای جامعه است یا جامعه برای اخلاق؟ اخلاقی که سعدی در بوستان معرفی میکند، برای جامعه و در خور جامعه است. او در ۱۰ باب بوستان به گونهای بحث میکند که تقریباً اخلاق تجربی است و تجربهگراست و این باعث محبوبیت سعدی در دنیای معاصر و غرب است. مثالهایی از تجربهگرایی سعدی در باب عدالت:
نــظر کن در احــوال زنــدانــیــان
که ممکن بود بیگنه در میان
در باب احسان:
بــه احســانی آســوده کردن دلی
بـــه از الــف رکــعت به هــر منزلی
تو با خلق سهلی کن ای نیکبخت
کــه فــردا نگیــرد خــدا با تو سخت
در باب عشق:
خلاف طریقت بود کاولیا
تمنا کند از خدا جز خدا
در باب رضا:
بـــه انــدازه بـــود بـــایــد نمود
خجالت نبرد آن که ننمود و بود».

از اعجاب بوستان این است که با اقّل عناصر شکلی بیشترین دستاورد محتوایی را دارد. سعدی بر این باور است که تصویر اساساً یک رویداد ذهنی است و ارزش آن در تأثیرگذاری بر ذهن است. سعدی در تصویرگری چنان با عناصری ساده مثل ماه، سرو، آفتاب چنان تأثیرگذار است، که مانند ندارد».
اگر درِ تمام مدرسهها را ببندیم و متون را کنار بگذاریم و فقط کلیات سعدی را تدریس کنیم، آنچه برای فرهنگ پروری فرزندان این آب و خاک لازم است، انجام دادهایم. هر کدام از بزرگان اخلاق و حکمت یک نظریه بنیادی دارند که حول آن سخن میگویند؛ مثل نظریه دانایی برای سقراط و افلاطون و اعتدال در مکتب ارسطو، نظریه بنیادی بزرگان ایرانی از جمله سعدی نظریه کم آزاری است. این نظریه از مقدمه برزویه طبیب بر کلیله و دمنه آغاز میشود، استاد کار سعدی است.
نقش سعدی به عنوان بنیانگذار «مکتب شیراز» که بعدها با حافظ به اوج رسید، بیبدیل است. اینکه نخستین باب بوستان سیرت پادشاهان است، بیجهت نیست. پرسش بنیادی در آرمان شهر این است که چه کسی باید حکومت کند. توالی بابهای بوستان با نظریه کمآزاری صدق میکند. سعدی تعبیر کمآزاری به کار نبرده، اما در تمام اثرش از اولین حرکت در بوستان از باب اول که کم آزاری زمینهساز تعدیل قدرت است آغاز میشود و با عدالت این معنا تحقق پیدا میکند و بعد احسان به وجود میآورد و همه اینها در بوستان به هم پیوسته شده است. مردم آزاری از خودخواهی نشأت میگیرد. در مورد طبقه حاکم هم همین است.
شاخصههای کمآزاری در بوستان را میتوان به گونه زیر عنوان نمود:
۱. اِعمال کمآزاری نسبت به رعیت
۲. اِعمال کمآزاری نسبت به حاکمان خداترس
۳. اِعمال کمآزاری نسبت به بازرگانان و مسافران
۴. اِعمال کمآزاری نسبت به بیگانهای که فتنه کرده؛ باید او را به شهر خودش فرستاد اما کسی که از شهر خودمان است و فتنه کرده آن را به جاهای دیگر نفرستیم.
کمآزاری عامل رستگاری است».
در ادامه نیز دکتر سیروس شمیسا پیرامون «یک روایت از دو شکست،؛ بحثی در روایت فردوسی و سعدی از شکست ایران از تازیان و مغولان» سخنرانی نمود و در بخشی از سخنان خود گفت: «در قرون مختلف گفتمان و یا “Discourse” متفاوتی وجود داشته که ادبا، شعرا، حکما عرفا و دیگر گروهها هر کدام به نوعی به آن پاسخ میدهند. از مهمترین گفتمانهای تاریخ ایران، قضا و قدر و جبر و اختیار است؛ خصوصاً در دوره مغول که کار تاریخ ادبیات پیدا کردن این گفتمانها و پاسخ به آنهاست. فردوسی در پادشاهی یزدگرد علاقهای به بیان جزییات جنگ ندارد و مطالب کلی را بیان میکند و میگوید خواست ستارگان چنین است.
در ادامه دکتر علی اشرف صادقی پیرامون «گویش شیرازی در عصر سعدی» به سخنرانی پرداخت و در بخشی از سخنان خود گفت: «در ملمعات سعدی که ۵۴ بیت است، ۱۸ بیت به گویش شیرازی است. حافظ، ابواسحاق اطعمه شاه دایی الله و… شعرهایی به گویش شیرازی دارند. از گویش شیرازی میتوان برای مطالعه زبان پهلوی استفاده کرد. اولین جملهای که به گویش شیرازی در دسترس ماست، جملهای است که در حضور شیخ ابواسحاق کازرونی در قرن ۴ بیان شده است.
.gif)
در ادامه دکتر ابراهیم قیصری پیرامون «بازآفرینی و تکرار مضامین بوستان در سایر آثار سعدی» سخنرانی نمود و در بخشی از آن گفت: «سعدی شاعر و نویسنده پرآوازه ایران را بیشتر به بوستان و گلستان میشناسند، اگرچه سایر آثارش در نهایت استحکام است. وی پس از سالها دانشآموزی در نظامیه بغداد و سیر آفاقی، به وطن خود شیراز برمیگردد و گوشه عزلت برمیگزیند تا فرصتی فراهم آورد تا بتواند حاصل سیر انفسی را به بوستان و گلستان تبدیل کند. نگارش بوستان و گلستان به فاصله یک سال صورت گرفته، پس ذهن و اندیشه مؤلف با همان مضامین و مفاهیم در آمد و شد بوده است.
طرح حکایت است. این تکرار و بازآفرینیها در تمام آثار وجود دارد چنانچه در بوستان بیتی از غزلیات خود را تکرار میکند و بالعکس.
مثلاً در بوستان آورده که:
ببنـــد ای پســر دجــله در آب کاست
که سودی ندارد چو سیلاب خاست
ســـرِ چشمـــه شاید گرفتن به بیل
چـــو بر شد نشاید گذشتن به پیل
و در گلستان نیز این مضمون تکرار شده:
ای ســلیم آب ز سرچشمه ببند
که چو پر شد نتوان بستن جوی».
