پادشاه ملک سخن، سعدی

کوروش کمالی سروستانی

دفتر بیستم ۵ دقیقه مطالعه

بدانگاهی که سپهر گردان قرعه فال را به پدیداری مشرّ‏‌ف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی بر کره خاکی می‌زد؛ گویی سودای شاعری بلندآوازه را در سر می‌پرورانید که اگرچه به «افصح المتکلّمین» شهرت داشت، اما خود را «سعدی شیرازی» می‌خواند و به «شیخ سعدی» نامی شد. به واسطه هنر بی‌بدیلش «پادشاه ملک سخن» و «رب‌النوع ادب پارسی» لقب یافت؛ چنان‌که همگان از خواص و عوام بر نکته‌دانی وی تأکید نمودند و خود فاخرانه، بر این امر صحه گذارد که:

سعدیا خوش‌تر از حدیث تو نیست

تـحـفه روزگـار اهـل شـنـاخـت

)سعدی، ۱۳۸۵: ۵۴۰(

بر صحیفه تاریخش گویی چنان رقم رفته بود تا دلدادگان کلامش او را به اعجاز سخن بستایند و آفرینشش را در خلق معانی به ثنا بنشینند، حظّ نفس را و لذت متن را در مصاحبت با کلامش به غایت بیابند و سلطان یگانه مُلک سخنش بخوانند.

سخنانش بی‌حشو و زواید، اِنگاره دلاویزی است که هوش نیوشنده می‌رباید و زلالی بی‌پایان کلامش، ذوق سلیم را ملاطفت روح‌افزایی می‌آفریند. صافی آبگینه کلامش، روانی چشمه‌ساران را مانَد و جان‌‌بخشی معانی‌اش، تکریم بسیار را شاید و گرچه در بحر مکاشفتش مستغرقیم، حالی که از این معاملت به درآییم، به قدر وسع خویش و نه به بلندای نام شیخ، خوشه برچینیم و هم از این‌روست که «سهل و ممتنع» غایت اندیشه ماست در ثنای او، نه والا جایگاه کلام و روشنانِ بیان و تعظیم شأن او:

تشبیه روی تو نکنم من به آفتاب

کاین مدح آفتاب، نه تعظیم شأن توست

)همان: ۵۵۴(

لطافت طبعش به «پَرویزن معرفت بیخته» (همان: ۳۴۶) و «شَهد عباراتش» به بلندای معانی برآمیخته. از این‌روست که حتی «تلخ داروی پند» در خوانِ او «شربتی است سودمند» که گوش هوش می‌رباید و از این‌روست که ما را مجال سخن بیش در بیان او نیست که «کمال حسن ببندد زبان گویایی» (همان: ۹۳۲)

نه به دوران خویش که به روزگاران، از آوازه نام و کمال فضل و بلاغت خویش به فراست آگاه ‌بود و نیک می‌دانست که: «ذکر جمیلش در اَفواه عوام افتاده، صیت سخنش در بسیط زمین رفته، قَصب‌الجیب حدیثش را همچون شِکر می‌خورند و رقعه منشأتش را چون کاغذ زر می‌برند». (همان: ۵.)

حکمت دانی است که «بیندیشد، آنگه بگوید سخن» (همان: ۱۲) و فرآیند این رویکرد چنان شد که آثارش «چو قوسِ قزح بود بر آفتاب» (همان: ۳۴۶). به ناگزیر نه کافه انام که هفت اقلیم به محبّت وی گراییده‌اند و شهرت آثارش چنان شد که:

شنیدم هرچه در شیراز گویند

به هفت اقلیم عالم باز گویند

)همان: ۱۱۲۸(

و بر این قرار کلیات خویش را طرحی ماندگار درانداخت و همگان را خوشه‌چین حکمت و دانش و زبان خویش ساخت. گستردگی و تنوع آثارش او را به اندیشه‌ورزی نامی بدل نمود؛ چنان‌که خاستگاه ذوق‌های گوناگون شد و مورد اقبال همگان قرار گرفت. به گونه‌ای که هریک کوشیدند تا به فراخور همّت خویش نکته‌ای در باب وی و معرفت خویش از آثار وی را کتابت کنند و یا در محافل انس به گوش هوش دلدادگانش برسانند.

بدین قرار پس از برپایی نشست‌های ملی و بین‌المللی سعدی‌شناسی از آغاز سال ۱۳۷۶ از سوی مرکز سعدی‌شناسی تا به کنون و نیز چاپ و انتشار مقالات برآمده از این نشست‌ها در ۱۹ دفتر سعدی‌شناسی، معاون فرهنگی شهر کتاب، جناب علی‌اصغر محمدخانی، با همّتی فراخ و توانی مثال‌زدنی، در سال ۱۳۹۲، با همکاری مرکز سعدی‌شناسی به برگزاری درس‌گفتارهای هفتگی سعدی‌شناسی برآمد و دانشمندان و فرهیختگانی سعدی‌پژوه به بیان یافته‌ها و نوگستری داشته‌های خود از سعدی و آثار همیشه مانایش برآمدند؛ از مهرورزی و عدالت‌خواهی‌اش گفتند؛ از نوع‌دوستی و صلح‌جویی، از پارسایی و بی‌ریایی، از توحید و عاشق‌پیشگی و از خردورزی و حکمتش سخن راندند و اعجاز کلامش را ستودند و شگرفی زیبای‌ شناختی کلامش را به تصویر کشیدند؛ چرا که به راستی ما هم‌اینک نیز بخشی‌ از تمدن‌ و فرهنگ‌ خویش‌ را وامدار اندیشه‌ اوییم که‌ با جهان‌بینی‌ ژرف‌ خویش‌ و تکیه‌ بر دیده‌ها و یا شنیده‌ها و یافته‌هایش‌، فرهنگ‌ این‌ سرزمین‌ را به سهم خود متحول‌ ساخته‌ و تعالی‌ بخشیده‌ است‌. کلامش‌، همانند کلام‌ رسول‌ مِهری‌ است‌ که‌ چیزی‌ جز نیک‌سرانجامی‌ آدمیان‌ و نیک‌‌زیستی‌ آنان‌ نمی‌خواهد و به واقع تناسب ساختارهای ذهنی مردم و ساختار و مضامین آثار سعدی و ارتباط این اثر با فرهنگ ایرانی و اسلامی و همخوانی مضامین و موضوعات آن با مصادیق ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی از قبیل توجه به زندگی فردی، مسائل خانه و خانواده، دین  و سیاست، اقتصاد، آموزش و پرورش و تهذیب فردی و جمعی و… منجر به ماندگاری آثار وی تا دوران معاصر و در میان قشرهای مختلف اجتماعی شده است.

از پس آن، شبکه چهار سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز با کوششی درخور به پخش و انتشار این سخنرانی‌ها همّت گماشت تا سعدی بیش از پیش در خانه‌ها و ذهن‌های مردمان حضوری مدام یابد؛ و چونان رودی جاری، در ساری زندگانی مردمان تجلّی یابد.

و بدین‌سان در یک حرکت فرهنگی توسعه یافته، با خردمندی، همگان کوشیدند تا بیش از پیش، ستاره درخشان زبان و ادب فارسی، سعدی شیرازی را با زندگانی مردمان امروزی، پیوندی دوباره دهند.

این مجموعه برگزیده‌ای از سخنان اندیشمندانی است که با قدم شوق در توصیف سعدی به سخن نشسته‌اند. در شماره‌های آتی نیز خواهیم کوشید تا دیگر سخنان را با شما در میان گذاریم.

تا چه قبول افتد و که در نظر آید!

غرض نقشی‌ست کز ما بازماند

که هستـی را نمی‌بیـنم بقایی

(همان: ۱۴)

منابع:

۱. سعدی، مصلح بن عبدالله (۱۳۸۵). کلیات سعدی، به تصحیح محمدعلی فروغی، تهران: هرمس؛ شیراز: مرکز سعدی‌شناسی.

نوشتارهای دفتر بیستم

همهٔ دفترهای سعدی‌شناسی ←
  1. نگاهی دیگر به سخنوری سعدی
  2. طنز و طیبت در سخن سعدی
  3. روش‌شناسی شعر سعدی
  4. شگردهای زبانی در گلستان سعدی
  5. حکایات کوتاه سعدی در گلستان
  6. قصه‌پردازی سعدی در بوستان
  7. بوستان سعدی و حدیقۀ سنایی