سنّت و شگرد نوآوری در آثار سعدی/کوروش کمالی سروستانی

سعدی شناسی دفتر هجدهم ۱۰ دقیقه مطالعه

سنّت عشق ســعدیا، ترک نمی‌دهی؟ بلی

کی ز دلم به در رود، خوی سرشته در گِلم

چکیده:

سنّت و نوآوری در ادبیات، نقشی مؤثر در آفرینش آثار ادبی ماندگار و کلاسیک داشته است. در این مقاله ضمن بررسی سنت و نوآوری به مثابه دو جنبه حیاتی برای استمرار فرهنگ یک ملت، به شگردهای زبانی و معنایی آثار سعدی پرداخته شده و نویسنده نشان داده که شاعر بزرگ ایران زمین، سعدی شیرازی، در خلق آثار ماندگار خود هم به سنّت دیرپا و غنی گذشتگان پایبند است و هم خود سنّت‌آفرین است. 

کلید واژه: سعدی، سنّت، نوآوری. 

سنّت و نوآوری در ادبیات نیز همانند دیگر علوم، نقشی تعیین کننده در عرصه پیدایش آثار کلاسیک و مدرن ایفا می‌کند چنان‌که ماهیت ماندگار و فرازمان شاهکارهای ادبی، ریشه در همین پویش مهم، یعنی پدیداری آثاری نوطراز بر پایه و شالوده‌‌ سنّت دارد. سنّت متضمن آثار بزرگ و ماندگار هنری است و به واسطه‌ آن یک اثر هنری از مقبولیت عمومی برخوردار می‌شود. هیچ شاهکار ادبی و نوینی، جز بر مبنای سنّتی بزرگ و ریشه‌دار، نمی‌تواند استوار ماند و دوام یابد. این امر در پهنه ادب فارسی، امری مسلّم و انکار ناشدنی است.

تجربه‌ ایران و ملل بزرگ جهان نشان می‌دهد که سنّت و نوآوری دو جنبه استمرار فرهنگ یک قوم یا ملت است؛ برای آنکه سنّت استمرار یابد، باید به مدد نوآوری، متحول شود و نوآوری تنها با عطف به یک سنّت مفهوم می‌یابد. نوآوری بی‌سنّت و سنّت نامتحول، فاقد عینیت تاریخی و اجتماعی است. از همین روست که شاعران نامی و ماندگار در طول تاریخ در آثار خود، به مضامین سنّتی اهمیت و اساس کار خود را بر بازنگری هویت تاریخی قرار داده، در آثار خود به دفاع از سنّت پرداخته و اتهام ایستایی و واپس ماندگی را از چهره آن ‌پیراسته‌اند. آنان سنّت را زنده و پویا و هماهنگ با حرکت پویای دوران خود دانسته و بی‌توجهی بدان را ناممکن می‌دانند.

در حقیقت آنان با بهره‌مندی از برآیند جریان ادبی گذشتگان، شاهکارهای دوران خود را خلق می‌کنند. بنابراین سنّت به منزله واسطه زبانی، فرهنگی و معنوی اقوام تلقی می‌شود و توانمندی و انسجام اثر ادبی تا حد زیادی بدان وابسته است. اگر چه در هر نوآوری و بدعتی باید از سنّت فراتر رفت، اما این فراتر رفتن با نفی سنّت تفاوت دارد. شاعران  بزرگ و نامی این سرزمین همچون سعدی، هم بر سنّت دیرپا و غنی گذشتگان استوارند و هم خود سنّت‌آفرین می‌شوند. گاه نیز در این میان برخی از این شاعران به جهت غنای فرهنگی و اندیشگانی خود نیز فراتر از دوران خود، به خلق آثاری دست می‌زنند که امروزه از آن با عنوان نوآوری اندیشگانی شاعر یاد می‌کنیم. این نوپردازی در درونمایه، زبان و بیان در همه‌ آثار سعدی به ویژه در گلستان به وضوح قابل دریافت است.

سعدی به سنّت‌های ادبی پایبند است و تأثیر آثار گذشتگان را در آثار وی به روشنی می‌توان یافت. سنّت‌هایی که هویت فکری و فرهنگی ایرانی ـ اسلامی داشته در آثار سعدی متجلّی است.

او اصل ساده‌نویسی را که یکی از ارکان رمان عصر تجدد بود، در نثر خویش به کار گرفت و ایجاز را که یکی دیگر از این ارکان بود، به یکی از بارزترین ویژگی‌های سبک روایی خویش بدل کرد. این سبک روایی به ویژه در گلستان سعدی چنان مورد توجه قرار گرفت که آن را به نوعی همان قصارگویی در غرب می‌دانند؛ چنان‌که بعدها آثار پاسکال و نیچه در این امر سرآمد  شدند.

آشنایی‌زدایی نیز از دیگر ویژگی‌های نوآوری در آثار اوست. شگرد هنری سعدی در ساختار آثارش، موجب پدیداری اشعاری ناب در تلفیق با اندیشه‌های ظریف و حکیمانه شده است؛ از همین روست که حتی اگر عبارتی، واژه‌ای و کلامی را پیش از این بارها شنیده باشیم، اما در سخن ناب او، این عبارت و کلام، تازه و نو می‌نماید.

هم‌چنین زبان سهل و ممتنع، روانی و سادگی کلام، بهره‌مندی از ایجاز به ویژه در پرداخت حکایت‌ها که امروزه در داستان‌های کوتاه و مینی‌مال اساس کار است، نزدیکی زبان شعر و نثر او به زبان قابل درک عموم مردمان، نزدیک ساختن شعر به نثر و نمایش نیز از مقوله‌های نوآوری در آثار سعدی است. شاید به همین خاطر است که منتقد نکته‌دانی بر این باور پای می‌فشرد که «گلستان سعدی پر از داستان‌هایی‌ست که نمونه‌ زیباترین داستان‌های کوتاه دنیاست».(موحد،۱۳۷۴: ۱۷۱.)

به یاد داشته باشیم که «سده‌ها پیش از پیدایش زبانی ملی در اروپا، ایرانیان از هویتی محکم و خودبنیاد بر شالوده‌ زبان فارسی برخوردار بودند و سعدی سهمی بی‌بدیل در حفظ و حراست این هویت و شالوده‌ آن داشت». (میلانی، ۱۳۸۷: ۸۱.)

«به دیگر سخن، اگر فردوسی زبان فارسی را چون دژ مستحکمی برای دفاع از هویت ملی ایران پی ریخت، سعدی نقشی اساسی در حراست از این دژ و استحکام و استغنای آن برای مواجهه با موج تازه‌ای از مخاطرات بازی کرد و موجب شد تا زبان فارسی در عصر جدید نیز ملاط پر انعطاف، اما دیرپای هویت ملی ایران بماند». (همان:۸۴). بنابراین بر ماست که سعدی این شاعر زبان‌آفرین را نه طنین تاریخ و زبان آن روزگاران که معمار زبان امروزمان بدانیم.

تاریخ ادبیات ایران و جهان نشان می‌دهد که هر نوآوری سبکی بر اساس نوآوری فکری آفریده می‌شود و آثار سعدی از این نظر قابل تاملند. همزمان با روزگار سعدی، «دانته» شاعر بزرگ ایتالیا بر ضرورت استفاده ادبی از زبان روزمره مردم تاکید می‌کند. حدود سیصد سال پس از سعدی، سروانتس خالق دن کیشوت نه تنها ذهن و زبان عوام را ملاط کار خود قرار داد، بلکه خویش را هم با نام واقعی خود وارد روایت کرد و بدین‌سان رمان جدید را آفرید. دویست سال بعد از روزگار سعدی مونتنی فرانسوی نخستین مقاله خود را به قلم آورد. طرفه آن‌که در این سو، سال‌ها پیش، به گونه‌ای متفاوت سعدی در گلستان خود همه این ویژگی‌ها را خلق کرده بود. «سیاق و ساخت اندیشه و زبان سعدی از بسیاری جهات همسو و همساز تجدد در اروپا بود و در آن لحظه تاریخی، او به هیچ روی از آن دسته از اهل فکر و قلم اروپا که پیشتازان تجدد بودند، عقب نبود. برعکس، در بسیاری موارد، سعدی زودتر از نویسندگان غربی به اصول راهگشای تجدد دست یافت و آن اصول را در آثار خویش به کار بست». (همان: ۸۰) و به همین دلیل بود که پس از ترجمه گلستان در قرن هفدهم میلادی، شاعران و روشنفکران تجدد‌طلب غرب سعدی را هم‌کیش و هم سلک خود یافتند و از هوگو تا دیدرو همه نه تنها از او متأثر شدند، که هر کدام در ستایشش مقاله‌ای نوشتند.

سعدی‌ در آثار خویش‌ به‌ عنوان‌ «نوآور‌ی» نمود می‌یابد که‌ در اندیشه تعالی فرهنگ‌ جامعه‌ خویش‌ است‌. «نوآوری» که‌ براساس‌ تعابیر گوناگون‌ از چارچوب‌های‌ سنّتی‌ در هر زمینه‌ فراتر می‌رود، در صدد ایجاد ارزش‌های‌ نوین‌ و نیز احیای‌ ارزش‌های‌ فراموش‌ شده‌ با رویکردی‌ تازه‌ است، با به ‌کارگیری‌ قدرت‌ انتقاد‌ به‌ حل‌ و فصل‌ مسایل‌ و مشکلات‌ عملی‌ موجود در جامعه‌ می‌پردازد، دیدگاه‌های‌ نوینی ‌برای‌ بِه‌ْزیستی‌ در جوامع‌ انسانی‌ ارایه‌ می‌کند، از وضعیت‌ موجود اجتماعی‌ و سیاسی‌ انتقاد می‌کند و می‌کوشد تا با گذر از اندیشه‌های‌ رایج‌ و سطحی‌، فرهنگ‌، بینش و هنر و اندیشه‌ مردمان‌ را ترقی‌ بخشد. او بر آرمان‌هایی‌ چون‌ تعالی، مهرورزی، عدالت‌ و برابری‌ حقوق انسانی‌ تأکید می‌کند.

سعدی‌ در آثارش‌ در صدد خلق‌ اندیشه‌های‌ نوین‌ است‌، به‌ مصلحت‌ عمومی‌ می‌اندیشد، مشرب‌ها و بینش‌های‌ گوناگون‌ را به‌ محک‌ آزمایش‌ می‌نهد و بر اساس‌ باورهای‌ هر گروه‌ در صدد عرضه‌ «شیوه‌ نوین‌ زندگی‌» توأم‌ با مسالمت‌ و بِه‌ْزیستی‌ و کم آزاری است‌. تعقل‌ و تفکر را در امور جامعه‌، سیاست‌، فرهنگ‌ و زندگانی‌ روزمره‌ وارد می‌کند و در آرمانشهر خویش،‌ مردمان‌ جامعه‌ را به‌ سوی‌ خواسته‌ها و علایق‌ آرمانی‌ راستین‌ در مقابل‌ علایق‌ روزمره‌ و گذرا هدایت‌ می‌کند. او به‌ شناخت‌ مشکلات‌ و تعارضات‌ اصلی‌ اجتماع‌ پرداخته‌، راه‌حل‌هایی‌ بنیادینی‌ ‌ که برگرفته‌ از نواندیشی‌ و علاقه‌ ژرف‌ وی ‌به‌ مردمان‌ است‌، ارایه‌ می‌کند. او عالمانه‌ و صمیمانه‌ به‌ «دردشناسی‌» اجتماعی‌ دست‌ می‌یازد. او پیوسته‌ خواهان‌ دگرگونی‌هایی‌ در سطح‌ اجتماع‌ خویش‌ است‌، چرا که‌ او شرایط‌ موجود را با شرایط ‌آرمانیی‌ که‌ در بینش‌ و ذهنیت‌ خود دارد، مقایسه‌ نموده‌، از درِ پند و اندرز برآمده‌، مردمان‌ را به‌ سویی‌ هدایت‌ می‌کند که‌ در جهان‌‌بینی‌ وی‌، شرایط‌ مطلوب‌تری‌ را برای‌ زیستن‌ فراهم‌ می‌نماید. در این‌ پویه‌ عقل‌گرایی‌ مهم‌ترین‌ ویژگی‌ شخصیتی‌ اوست. در سایه‌ چنین‌ گرایشی‌ است‌ که‌ وی‌ وضعیت‌ نهادهای‌ موجود اجتماعی‌ را انتقادپذیر می‌یابد.

او به‌ حقوق انسانی‌، عدالت‌، مسامحه‌، نوع‌‌دوستی‌ و انسانیت‌ می‌اندیشد و در علایق‌ فکری‌ و آرمان‌های‌ نظری‌ خویش‌، این‌ ویژگی‌ها را برای‌ مردمان‌ جستجو می‌نماید و شاه را عادل می‌خواهد و رعیت را پاکدل.

در پایان این جستار با روایت حکایتی از گلستان، بر نواندیشی و انسان‌دوستی سعدی نگاهی دوباره بیفکنیم:

حکایت

«یکی را از ملوک مرضی هایل بود که اِعادت ذکر آن ناکردن اولی. طایفه حکمای یونان متفق شدند که مر این درد را دوایی نیست مگر زهره آدمی به چندین صفت موصوف. بفرمود طلب کردن. دهقان پسری یافتند بر آن صورت که حکیمان گفته بودند. پدرش را و مادرش را بخواند و به نعمت بیکران خشنود گردانیدند و قاضی فتوی داد که خون یکی از رعیت ریختن، سلامت پادشه را روا باشد. جلّاد قصد کرد، پسر سر سوی آسمان برآورد و تبسم کرد. ملک پرسیدش که در این حالت چه جای خندیدن است؟ گفت: ناز فرزندان بر پدران و مادران باشد و دعوی پیش قاضی بَرند و داد از پادشه خواهند. اکنون پدر و مادر به علت حُطام دنیا مرا به خون درسپردند و قاضی به کشتن فتوی داد و سلطان مصالح خویش اندر هلاک من همی بیند، به جز خدای عزّوجل پناهی نمی‌بینم.

سلطان را دل از این سخن به هم برآمد و آب در دیده بگردانید و گفت: هلاک من اولی‌تر است از خون بی‌گناهی ریختن. سر و چشمش ببوسید و در کنار گرفت و نعمت بی‌اندازه بخشید و آزاد کرد و گویند هم در آن هفته شفا یافت». (سعدی، ۱۳۸۵: ۵۰.)

برآیند نتیجه این حکایت و کلام سعدی «سوای ریشخند تلخ بر این واقعیت که چگونه منافع قدرتمندان می‌تواند با زور و زر، عواطف خانوادگی و احکام شرعی را به نفع خود درآورد، تکیه بر ارجحیت حقوق تام و مصالحه‌ناپذیر انسانی در برابر مصالح دولتی و سیاسی است. علیرغم نظریه سنّتی درباره مقام سلطنت، سعدی در این‌جا هیچ تمایزی در بقا و صیانت نفس برای پادشاه قایل نشده است و بر حق زیست رعیت حتی اگر به قیمت جان پادشاه باشد، پافشاری کرده است».( امانت، ۱۳۷۹: ۱۷۲).

دهقان پسر در این حکایت، قربانی ظلم دولت به جهت ابقای قدرت است و به همین دلیل سعدی جانب ضعیف را گرفته و در کوتاه داستانی، با زبانی شیوا و موجز  که برآمده از نگاه تازه او به معارف اسلامی و ایرانی است، بر این نگره پای فشرده است که «مصلحت» بیش از آن‌که صرفا بقای مُلک باشد، در وهله‌ اول اتخاذ مشیی است که به اقتضای شرایط حاکم، مانع از اجحاف و ستم پادشاه بر خلایق گردد. 

………………………..

منابع:

امانت، عباس (۱۳۷۹). «بر طاق ایوان فریدون: نقش دولت و رعیت در دیده سعدی»، سعدی‌شناسی: دفتر سوم، به کوشش کوروش کمالی سروستانی، شیراز: بنیاد فارس‌شناسی با همکاری مرکز سعدی‌‌شناسی.

سعدی، مصلح بن عبدالله (۱۳۸۵). کلیات سعدی، تهران: هرمس؛ مرکز سعدی‌شناسی.

موحد، ضیاء (۱۳۷۴). ‏سعدی، تهران: طرح نو.

میلانی، عباس (۱۳۸۷). ‏تجدد و  تجددستیزی در ایران: مجموعه مقالات، تهران: اختران

نوشتارهای سعدی شناسی دفتر هجدهم

همهٔ دفترهای سعدی‌شناسی ←
  1. سعدی؛ متجدد معتدل/دکتر سیروس شمیسا
  2. سعدی؛ کهن‌گرای نوآور/ دکتر میرجلال‌الدین کزازی
  3. تصوف و سعدی و آرای سعدی در باب تصوف/ دکتر محمدعلی همایون کاتوزیان
  4. بر خوانِ سعدی/ دکتر فرح نیازکار
  5. بررسی تطبیقی تعالیم اخلاقی در گلستان سعدی و قصه‌های کنتربری/ طاهری و مرتضایی کمری