پل، طاق و گذرگاهی برای عبور از رودخانه، درّه، خندق و سایر عوارض عمیق طبیعی است. در روزگار پیش از تاریخ به جهت محدود بودن ارتباط و نقل و انتقالها، راه حلهای سادهای از جمله مسافرت در فصلهای خشک سال، استفاده از قایق، شنا کردن، احداث پلهای چوبی و در صورت امکان دور زدن مسیر رودخانهها انتخاب میشد، اما با گسترش مبادلات و ارتباطات ساخت پلهای مستحکم و دایمی بر روی رودخانهها و در مسیر جادههای مهم ضروری گردید. احتمالاً ساخت قدیمیترین و ابتداییترین شکل پل به زمانی باز میگردد که انسان توانست با استفاده از تنه درختان و سنگهای بزرگ، امکان عبور از درهها و مسیلها را فراهم آورد. به همین جهت ساخت پل و استفاده از آن در مناطق کوهستانی و دارای عوارض طبیعی، بیش از نواحی سطحی کویری معمول بوده است، اما پلهای واقعی از زمانی شکل گرفتند که تکیهگاه و پایههای پل ابتدا آماده میشد و سپس یک تخته سنگ یا چند تیر چوبی را بر روی دو پایه مینهادند و روی آن را تختهپوش میکردند. حالت طرهّای این پلها که موجب کم شدن فاصله دهانه میشد، موجب ساخت پلهایی دیگر از نوع قوسی یک دهانه و چند دهانه، پلهای قایقی، زورقی، شناور و پلهای معلق گردید.پلهای قایقی را به راحتی میتوانستند بر روی آبهای راکد احداث کنند، اما در صورت جریان آب باید برای نگاه داشتن پل شناور بر جای خود، در عرض رودخانه زنجیر یا طناب محکمی میکشیدند و دو سر آن را در دو سوی رودخانه به تکیهگاهی محکم میبستند.برای ساختن پلهای معلق نیز شش رشته خیزران را در فاصله کوتاهی از یکدیگر در دو سوی رودخانه میبستند و بر روی آنها در جهت عرض، تختههای ضخیم میگذاشتند و در دو سوی پل نیز طنابهایی میکشیدند.پلهای طرّهای و تیری نیز در ابتدا از قرار گرفتن یک یا چند تیر چوبی بر روی آبراهه یا درهای باریک تشکیل میشد، اما برای عبور از رودهای عریض و ساخت پلهای چوبی، مجبور شدند که پایههای آماده آنها را به گونهای بالا بیاورند که فاصله میان دو جانب رود کمتر شود و بتوانند تیرهای چوبی را روی آنها قرار دهند.پلهای قوسی به علت مشکلاتی که پلهای قایقی برای کشتیرانی ایجاد میکردند، جانشین آنها گردیدند.
پلهای قوسی یک دهانه یا چند دهانه ساخته میشوند. برای ساخت پلهای چند دهانه قوسی باید استحکام و ثبات پایههای پل در بستر رود کاملا تأمین گردد.به طور کلی در احداث پلها مواردی از قبیل محل مناسب از نظر مسیر رودخانه، پهنای مناسب بستر رودخانه، متغیر نبودن مسیر رودخانه، مناسب بودن شدت جریان رودخانه در محل برپایی پل، جنس زمین، مصالح، نقشه و طرح پایهها، بدنه و محاسبه مقاومتها به هنگام طغیان آب باید مورد توجه قرار گیرد.مصالح مورد استفاده در دیواره پایههای پل عمدتاً سنگهای تراشیده و ملاط ساروج و در بخش داخلی، قلوه سنگ، سنگهای طبیعی کوهستان و شفته آهک یا ملاط ساروج میباشد. در برخی از پلها نیز قطعات سنگهای تراشیده پایهها توسط بستهای فلزی به یکدیگر و توسط ملاط ساروج از پشت به سایر قسمتهای پل متصل میشود.در سرزمین ایران در طی دوران مختلف پلهای بسیاری احداث گردیده که برخی از آنان همچنان پابرجاست. بیشترین تعداد پلهای بزرگ در مسیر رودهای خوزستان و منطقه بندرعباس که مهمترین راههای کاروان روی ایران در آن مناطق واقع بودهاند و آب آنها دارای جریانهای شدید غیرقابل کنترل بوده است، بنا شدهاند. در کرانه دریای خزر نیز پلهای بزرگی ساخته شدهاند که راههای کاروان روی کناره دشتهای مرتفع فلات مرکزی را به راههای کوهستانی متصل مینمایند. در سرزمینهای مسطح مرکزی نیز پلهای زیادی روی رودخانههای پرآب منطقه ایجاد شدهاند.پلهای ایجاد شده در شمال غربی تختجمشید در دوران هخامنشی، پل والرین در شوشتر، پل دختر در شمال غربی اندیمشک، پل واقع در جندیشاپور مربوط به دوران ساسانی، بند امیر واقع در ۱۵ کیلومتری جنوب تخت جمشید مربوط به دوران آلبویه، پل شهرستان در اصفهان مربوط به دوران سلجوقی، پل قافلانکو بر روی رودخانه قزل اوزون مربوط به دوران تیموری، پل جاجرود مربوط به دوران شاه عباس صفوی، پل اللّه وردیخان یا سی و سه پل، پل خواجو، پل خان و پل رود کول مربوط به دوران صفوی از جمله پلهای تاریخی ایران میباشند.
منابع: پلهای قدیمی ایران، محمد علی مخلصی، سازمان میراث فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹ / دانشنامه جهان اسلام، زیر نظر غلامعلی حدادعادل، بنیاد دایره المعارف اسلامی، تهران، ۱۳۷۹، ج ۵، ص ۶۷۱ / دایره المعارف تاریخی ایران در دوره اسلامی، بناهای عامالمنفعه، کاظم ملازاده، مریم محمدی، پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، ۱۳۷۹، ص ۱۷ / دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سیدجوادی، کامران فانی، بهاءالدین خرمشاهی، دایرهالمعارف تشیع با همکاری سازمان نشر یادآوران، تهران، ۱۳۶۶، ج ۳، ص ۶۱۹ / معماری ایران (دوره اسلامی)، به کوشش محمدیوسف کیانی، جهاد دانشگاهی، تهران ۱۳۶۶، ص ۱۲۹ / Encyclopedia Iranica. Edited by Ehsan Yarshater. Routledge & kegan Paul. London. Boston and Henley. ۱۹۸۵. Vol. ۴. P. ۴۴۹.
کوروش کمالی سروستانی