سعدی‌ نو اندیش‌

محمدابراهیم‌ انصاری‌ لاری‌

سعدی‌شناسی دفتر چهارم ۷ دقیقه مطالعه
ایجاد ارتباط‌ میان‌ نسل‌ جوان‌ با گذشته‌ پربار و تمدن‌ غنی‌ و فرهنگ‌ ملی‌ و منطقه‌ای‌ بی‌شک‌ در شکل‌دهی ‌شخصیت‌ و حیثیت‌ فرهنگی‌، شخصیت‌ و حیثیت‌ ادبی‌ و تاریخی‌ جامعه‌ بسیار مؤثر است‌. جوانی‌ که‌ به‌شجره‌نامه‌ تاریخی‌، فرهنگی‌ و علمی‌ خود و مردمش‌ آگاهی‌ ندارد و بلکه‌ به‌ دلایلی‌ با سوءظن‌ هم‌ به‌ آن‌ نگاه‌می‌کند، چگونه‌ می‌تواند حافظ‌ شرف‌، اصالت‌ و فرهنگ‌ پربار کشور و وطنش‌ باشد و در راه‌ اعتلای‌ این‌ فرهنگ‌گام‌ بردارد.
این‌ اتفاقات‌ فرهنگی‌ و این‌ رویدادهای‌ ارزشمند در واقع‌ اثبات‌ شجره‌نامه‌ پربار و ارایه‌ سند شرف‌ و اصالت‌فرهنگ‌ ملی‌ ماست‌ که‌ تأثیرات‌ انکارناپذیری‌ در ضمیر ناخودآگاه‌ آحاد جامعه‌ دارد و پایه‌های‌ اعتماد به‌ نفس‌،خلاقیت‌، ابتکار، نوآوری‌، شهامت‌ و شجاعت‌ را در همین‌ اتفاقات‌ فرهنگی‌ این‌ محافل‌ ارزشمند باید جستجوکرد. البته‌ ناگفته‌ پیداست‌ که‌ در مسیر این‌ حرکت‌ میمون‌ و حرکت‌های‌ مشابه‌ هرگز نباید به‌ گذشته‌ و سوابق‌فرهنگی‌ و ادبی‌ درخشان‌، آن‌ چنان‌ پرداخت‌ که‌ در حصاری‌ از گذشته‌ زندانی‌ شد و پیوسته‌ به‌ گذشته‌ دلخوش‌بود و با سرافرازی‌ها و پیروزی‌ها و افتخارات‌ گذشته‌ زندگی‌ کرد، بلکه‌ پرداختن‌ به‌ گذشته‌ تا حدی‌ مطلوب‌است‌ که‌ عزم‌ و اراده‌ پیمودن‌ راه‌های‌ نارفته‌ آینده‌ را برای‌ ما هموار سازد و مهم‌تر از آن‌ این‌ است‌ که‌ نسل‌ جوان‌ما باید با استدلال‌ به‌ این‌ امر واقف‌ شود که‌ گذشتگان‌ او سهم‌ بزرگی‌ در بنای‌ فرهنگ‌ و تمدن‌ بشری‌ داشته‌اند واز این‌ تأسف‌ نباید گذشت‌ که‌ ما معمولاً به‌ تجلیل‌ و برخوردهایی‌ از جنس‌ شعار در این‌ گونه‌ محافل‌ بسنده‌می‌کنیم‌ در حالی‌ که‌ به‌ تحلیل‌ شخصیت‌ها نیازمند هستیم‌ و به‌ درس‌ گرفتن‌ از راهی‌ که‌ این‌ شخصیت‌هاپیموده‌اند.
در این‌ میان‌، در بین‌ ستارگان‌ تابناک‌ ادب‌ فارسی‌، بی‌تردید شیخ‌ بزرگوار سعدی‌ شیرازی‌ یکی‌ از سرآمدان‌و فرهنگ‌سازان‌ دیار ماست‌. مهم‌ترین‌ ویژگی‌ سعدی‌ نوگرایی‌ اوست‌.
سعدی‌ هم‌ در کلام‌ و هم‌ در فکر نوگرا و متجدد بوده‌ است‌. سعدی‌ در سبک‌ نثر و نظمش‌ تکلّف‌ گذشته‌ راکنار نهاد و به‌ سوی‌ سادگی‌ رفت‌. حکایات‌ را به‌ تناسب‌ موضوعات‌، بلند و کوتاه‌ کرد و مجموعه‌ آثاری‌ که‌ اوخلق‌ کرد، نشان‌ دهنده‌ نوعی‌ نواندیشی‌ و تجددطلبی‌ فکری‌ است‌. اگر سعدی‌ در فکر و پندار نوگرا نبود، قطعاًدر گفتار نمی‌توانست‌ به‌ نوگرایی‌ دست‌ پیدا کند.
مشخصاتی‌ که‌ ما در آثار سعدی‌ دال‌ بر تجددطلبی‌ فکری‌ او سراغ‌ داریم‌ با عنایت‌ به‌ دوره‌ و عصری‌ که‌ درآن‌ می‌زیسته‌، می‌تواند به‌ اجمال‌ عبارت‌ باشد از این‌ که‌ در عصر سعدی‌ مشخصاً به‌ انسان‌ با یک‌ نگرش‌ تک‌ساختی‌ و تک‌ ساحتی‌ نگریسته‌ می‌شد. انسان‌ یا دوزخی‌ بود یا بهشتی‌، یا نیک‌ بود یا بد، یا خدایی‌ بود، یاشیطانی‌. سعدی‌ در آثار خود تجدید نظری‌ در این‌ نوع‌ نگرش‌ نسبت‌ به‌ انسان‌ را به‌ نمایش‌ می‌گذارد. در آثاروی‌ انسان‌ را شخصیتی‌ ساده‌ و طبیعی‌ می‌بینیم‌ که‌ دارای‌ وجوه‌ متمایز و متفاوت‌ و گاه‌ متناقض‌ و متضادی‌است‌ که‌ درست‌ برخاسته‌ از بینش‌ مکتبی‌ و دینی‌ نسبت‌ به‌ انسان‌ است‌. در عصر سعدی‌ این‌ بینش‌ مکتبی‌ ودینی‌ متحول‌ شده‌ است‌ و در واقع‌ به‌ نوعی‌ متروک‌ و مهجور گشته‌ است‌. هم‌ چنان‌ که‌ خداوند عالم‌ در صفات‌ذات‌ وحدت‌ دارد و در عین‌ وحدت‌ در صفات‌ فعل‌ به‌ کثرت‌ می‌رسد، انسان‌ نیز که‌ جلوه‌ای‌ از ذات‌ باری‌ تعالی‌است‌ و خلیفه‌ او در زمین‌ است‌ دارای‌ ابعاد مختلفی‌ بوده‌ و صفات‌ متفاوت‌ و متضادی‌ را از خود بروز می‌دهد.
سعدی‌ در حکایت‌ پادشاهی‌ که‌ شبی‌ را به‌ عیش‌ و عشرت‌ به‌ روز آورده‌ و صبح‌گاه‌ در حالت‌ مستی‌ مانده‌از شب‌ درخواست‌ درویش‌ را اجابت‌ کرده‌ و از روزنه‌ در به‌ او درهم‌ و دینار می‌بخشد، ولی‌ دیگر روز او را ازخود می‌راند، فرازهای‌ مختلفی‌ از خصوصیات‌ و صفات‌ انسان‌ را بازگو می‌نماید و نشان‌ می‌دهد که‌ انسان‌موجودی‌ چند بعدی‌ و دارای‌ صفات‌ متعددی‌ است‌.
سعدی‌ از این‌ نگرش‌ نسبت‌ به‌ انسان‌ به‌ نگرش‌ دیگری‌ می‌رسد که‌ به‌ شکل‌ یک‌ جریان‌ افراطی‌، امیال‌ طبیعی‌و نفسانی‌ و شهوانی‌ انسان‌ را به‌ رسمیت‌ نشناخته‌ و آن‌ را سرکوب‌ می‌کرد و مجالی‌ برای‌ بروز این‌ گونه‌ امیال‌انسانی‌ باقی‌ نمی‌گذاشت‌ و او را در چارچوب‌ عرفی‌ که‌ نه‌ برآمده‌ از اصل‌ مذهب‌، بلکه‌ براساس‌ پیرایه‌هایی‌ که‌به‌ مذهب‌ بسته‌ شده‌ بود، انسان‌ را محصور می‌کرد. سعدی‌ در برابر این‌ تفریط‌ زمانه‌ خویش‌ قرار می‌گیرد و درآثارش‌ به‌ نوعی‌ با آن‌ به‌ جدال‌ بر می‌خیزد. وی‌ آن‌ جا که‌ سر و سرّ خود را با شاهد در عنفوان‌ جوانی‌ بیان‌می‌کند، اشاره‌ به‌ همین‌ نکته‌ دارد که‌ بعضی‌ از محققین‌ در کلیات‌ شیخ‌ بنا به‌ دلایلی‌ این‌ بخش‌ را حذف‌ می‌نمایند.به‌ عنوان‌ مثال‌ مرحوم‌ دشتی‌ از چنین‌ آثار سعدی‌ به‌ اعتراف‌ به‌ فسق‌ یاد می‌کند.
اما باید توجه‌ داشت‌ که‌ این‌ افراط‌ سعدی‌ در برابر تفریط‌ زمانه‌ خودش‌ در نگرش‌ نادرست‌ نسبت‌ به‌ انسان‌و به‌ رسمیّت‌ نشناختن‌ امیال‌ طبیعی‌ و نفسانی‌ انسان‌ است‌ و به‌ دیگر سخن‌ افراط‌ را سعدی‌ نه‌ از سر ناآگاهی‌بلکه‌ به‌ تعمّد در اشعارش‌ وارد کرده‌ است‌. چرا که‌ این‌ افراط‌ می‌تواند برای‌ دقایقی‌ و ساعاتی‌ این‌ طلسم‌ را پاره‌کند و این‌ پرده‌ را بدرد و اندک‌ مجالی‌ باشد برای‌ رسیدن‌ به‌ واقعیت‌ و اصالت‌ مطلب‌. سعدی‌ از همین‌ نگرش‌ به‌دیدگاه‌ دیگری‌ می‌رسد که‌ می‌توان‌ از آن‌ به‌ عنوان‌ ارزش‌گذاری‌ به‌ انسان‌ به‌ آن‌ دلیل‌ که‌ انسان‌ است‌، یاد کرد. دربینش‌ فکری‌ سعدی‌ انسان‌ به‌ ما هو انسان‌ و صرف‌ نظر از رنگ‌ و نژاد و مذهب‌ و ملیّت‌ ارزش‌ دارد و در آثارش‌سعی‌ می‌کند این‌ بینش‌ را به‌ وضوح‌ نشان‌ دهد، آن‌ جا که‌ می‌گوید:
ای‌ کریمی‌ که‌ از خزانه‌ غیب‌
گبر و ترسا وظیفه‌ خور داری‌
این‌ نگرش‌ به‌ انسان‌ در زمانه‌ای‌ که‌ سعدی‌ می‌زیست‌ یک‌ نگرش‌ نو و یک‌ نگرش‌ مبتنی‌ بر تجددطلبی‌ ونواندیشی‌ بود و از این‌ روست‌ که‌ می‌توان‌ گفت‌ نوگرایی‌ در کلام‌ سعدی‌ مبتنی‌ بر نوگرایی‌ و تجددطلبی‌ فکری‌وی‌ بوده‌ است‌.
نکته‌ دیگری‌ که‌ می‌توان‌ در این‌ جا بدان‌ اشاره‌ کرد، بحث‌ فقر و غنا در کلام‌ سعدی‌ است‌ که‌ متأثر از فرهنگی‌است‌ که‌ در زمانه‌ او در کشور ما رواج‌ داشته‌ است‌ و در اروپا نیز دامن‌گیر مردم‌ بوده‌ است‌. در آن‌ زمان‌ دراروپا ارباب‌ کلیسا مردم‌ را از پرداختن‌ به‌ دنیا منع‌ می‌کردند و آنان‌ را به‌ وعده‌های‌ اخروی‌ قانع‌ کرده‌ و به‌ صبرو تحمل‌ و مدارا در برابر آن‌ چه‌ که‌ پیش‌ می‌آمد، دعوت‌ می‌کردند. سعدی‌ با بیانات‌ شیرین‌ و نغزش‌ به‌ جنگ‌چنین‌ فرهنگی‌ می‌رود و توجه‌ به‌ نیازهای‌ مادّی‌ و تلاش‌ و پویایی‌ انسان‌ برای‌ برآوردن‌ حوایج‌ مادّی‌ و اکتفانکردن‌ صرف‌ به‌ وعده‌های‌ اخروی‌ را لازم‌ می‌داند. (جدال‌ سعدی‌ و مدّعی‌).
با توجه‌ به‌ آن‌ چه‌ که‌ پیش‌ از این‌ آمد می‌توان‌ گفت‌ که‌ نوگرایی‌ کلامی‌ سعدی‌ مؤخّر بر نوگرایی‌ فکری‌ وتجددطلبی‌ ذهنی‌ او می‌باشد و در این‌ مقال‌ نکته‌ جالب‌ آن‌ که‌ نوگرایی‌ فکری‌ و تجددطلبی‌ ذهنی‌ سعدی‌ دویست‌سال‌ پیش‌ از نوگرایی‌ و تجدد خواهی‌ اروپاست‌ که‌ به‌ عصر نواندیشی‌ فکری‌ مشهور شد. اگر به‌ آثار بزرگان‌ ونویسندگان‌ و شعرا و متفکران‌ غرب‌ بنگریم‌، متوجه‌ می‌شویم‌ که‌ تقریباً دویست‌ سال‌ پس‌ از سعدی‌ است‌ که‌هم‌ در عرصه‌ کلام‌ و ادبیات‌ و هم‌ در عرصه‌ تفکر به‌ جسارت‌هایی‌ دست‌ می‌زنند.
در عرصه‌ کلام‌ دویست‌ سال‌ پس‌ از سعدی‌ است‌ که‌ شعرا و ادبا و ارباب‌ دین‌ در اروپا به‌ ترجمه‌ کتاب‌مقدس‌ مشغول‌ می‌شوند. پیش‌ از این‌ ترجمه‌ کتاب‌ مقدس‌ تکفیر می‌شد ولی‌ سعدی‌ دو قرن‌ پیش‌ از اینان‌ آیات‌قرآن‌ را با ابیاتی‌ لطیف‌ و ظریف‌ و حتّی‌ با کم‌ و زیاد کردن‌هایی‌ در آثارش‌ به‌ کار می‌گیرد.
همان‌ چیزی‌ که‌ بعدها در غرب‌ بعد از مقاومت‌های‌ بسیار، بالاخره‌ نویسندگان‌ و متفکران‌ موفق‌ شدندکتاب‌ مقدس‌ را به‌ زبان‌هایی‌ هم‌ چون‌ آلمانی‌ یا انگلیسی‌ ترجمه‌ کنند.
آخرین‌ نکته‌ای‌ که‌ در این‌ مجال‌ می‌توان‌ بدان‌ اشاره‌ کرد، جمع‌ شدن‌ دو دیدگاه‌ واقع‌ گرایانه‌ و آرمان‌خواهانه‌ در شخصیت‌ فکری‌ و ادبی‌ سعدی‌ است‌. کمتر متفکر و ادیبی‌ را می‌توان‌ یافت‌ که‌ هم‌ در سبک‌ واقع‌گرایانه‌ بتواند بیاندیشد و بگوید و بنویسد و هم‌ در سبک‌ آرمان‌ خواهانه‌ قادر به‌ تفکر و نظریه‌پردازی‌ و خلق‌آثار دلنشین‌ باشد، ولی‌ سعدی‌ نویسنده‌ اندیشمندی‌ است‌ که‌ این‌ چنین‌ است‌. گلستان‌ او «بودها» را مطرح‌می‌کند در حالی‌ که‌ بوستانش‌ «بایدها» را. در گلستان‌ سعدی‌ سبک‌ رئالیسم‌ (واقع‌ گرایانه‌) را به‌ وضوح‌می‌بینیم‌ و در همین‌ جاست‌ که‌ او واقعیت‌ را بیان‌ می‌کند، هر چند که‌ تلخ‌ و زشت‌ و گاهی‌ حتی‌ رکیک‌ باشند. درمقابل‌ بوستان‌ سعدی‌ در سبک‌ ایده‌آلیسم‌ به‌ آرمان‌هایش‌ اختصاص‌ دارد تا آن‌ جا که‌ مدینه‌ فاضله‌ سعدی‌ رامی‌توان‌ از بوستانش‌ استخراج‌ کرد.

نوشتارهای سعدی‌شناسی دفتر چهارم

همهٔ دفترهای سعدی‌شناسی ←
  1. دیباچه
  2. حافظ‌ و سعدی‌، دو آفتاب‌ در یک‌ سرزمین‌
  3. نکته‌ای‌ از شعر سعدی‌
  4. سعدی‌ و زبان‌ فارسی‌
  5. تساهل‌ و تحرک‌ دو صفت‌ بارز سعدی‌
  6. فراخی‌ها و تنگناهای‌ سخن‌ سعدی‌
  7. سعدی‌ غزل‌سرایی‌ حکایت‌پرداز
  8. مرثیه‌های‌ سعدی‌ و چارچوب‌ ارتباط‌ زبانی‌
  9. تنزیه‌ قدرت‌ از دیدگاه‌ سعدی‌
  10. سعدی‌ و سلغریان‌
  11. سنت‌ مدیحه‌پردازی‌ ضمن‌ غزل‌ با اشاره‌ای‌ به‌ جایگاه‌ سعدی‌
  12. جستجویی‌ برای‌ بهترین‌ غزل‌ سعدی‌۱
  13. مگر این‌ پنج‌ روزه‌ در ترازو
  14. جولان‌ سرخوشانه‌ در جهان‌ قدیم‌!
  15. عرض‌ خود می‌بری‌ و زحمت‌ ما می‌داری‌
  16. کارنامه‌ سعدی‌ پژوهی‌ ۱۳۷۹